تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۴:۰۸

“بررسی و تحلیل جامعه شناختی خودکشی در استان ایلام”

“بررسی و تحلیل جامعه شناختی خودکشی در استان ایلام”
نگاه اقتصاد: محمود کرمشاهی، دانشجوی دکترای جامعه شناسی

مقدمه:

خودکشی فردی ترین ترین کنشی است که متاثر از عوامل اجتماعی (جمعی) است .هرچند این پدیده نابهنجار اجتماعی ، تاریخی به اندازه حیات انسانی دارد، اما امروزه بررسی میزان و ابعاد و علل آن نیاز مطالعه و تعمیق بیشتری در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی دارد.

پرسش آغازین این است، چرا در عصری که در مقایسه با گذشته مردم از آگاهی و امکانات، رفاه و بهداشت بیشتر و بهتری برخوردار هستند و با وجود تقبیح پدیده نابهنجار “خودکشی ” در عرف و دین به ویژه در آیات آسمانی(ولا تقتلوا انفسکم) باز شاهدیم که انسانها پیش از این که مرگ طبیعی و یا ناخواسته به سراغ آنها بیاید ، آگاهانه و عامدانه به حیات خود پایان می‌دهد .این مقاله گزارش میدانی ( پژوهشی ) نگارنده در” همایش آسیبهای اجتماعی شهرستان دره شهر” می باشد که در اردیبهشت ۱۳۸۸ ، توسط دفتر تحقیقات نیروی انتظامی استان ایلام بصورت مقاله در همایش ارائه و در مجموعه مقالات همایش چاپ گردیده است. در این مجال باتوجه به طرح موضوع و مسئله ” خودکشی ” در محافل مختلف رسمی و عرفی استان و رسانه ها و کانال تلگرمی به اختصار به طرح مسئله و دیدگاههای مختلف در زمینه موضوع “خودکشی” و نتایج پژوهش مذکور( تحلیل وضعیت خودکشی در فاصله سالهای( ۱۳۸۰الی۱۳۸۷) در شهرستان دره شهرمی پردازیم.

خودکشی به عنوان یک مسئله اجتماعی:
صاحب نظران مسائل اجتماعی معتقدند ، مسائل اجتماعی در هر سطح ازحیات اجتماعی ممکن است وجود داشته باشد ، لذا در جامعه انسانی پدیده های نابهنجار از جمله خودکشی، ناشی از عدم تعادل یا بن بستی است که خروج از آن برای افراد درگیر در آن (پارادوکس) به ظاهرامکان پذیر نیست .در واقع مسائل اجتماعی اموری که دارای جنبه اجتماعی و قائم به اجتماع بوده و در واقع از یک ناسازگاری در ساختار جامعه(سطح کلان) و ناتوانی فردی(سطح خرد) در حل آن می‌باشد . بعبارتی مسائل اجتماعی ممکن است ناشی از شرایط کلی(ساخت اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی و..) نامطلوب و شرایط نابرابر و به عبارتی ناشی از آنومی (ناسازگاری) اجتماعی باشد.

مسائل اجتماعی زمانی بوجود می‌آیند که تنظیم روابط بین افراد (تعامل و تعادل) یک جامعه (خانواده)با شکست روبرو می‌شود و بنوعی نهادهای موجود رسمی و عرفی در انجام وظایف خود دستخوش تزلزل و تناقض شده و قوانین اعلامی(ارزشها) و اعمالی(هنجارها) جامعه مورد بی احترامی(نقض) قرار می‌گیرد. در این شرایط انتقال ارزشها و بکارگیری هنجارها ، درون نسلی و بین نسلی به سختی صورت می گیرد. با این حال مسئله یا مسائل اجتماعی با مفاهیم دیگری مانند تنش، بحران، آسیب و انحراف اجتماعی ارتباط و پیوند دارد . با این وصف ، چرا در یک جامعه، افراد در یک حالت بهنجار (حفظ سلامتی) به یک حالت نابهنجار و زیان آور( خودکشی) روی می اورند ،جای تامل (نظری) و تحلیل میدانی(پژوهشی) دارد.
هرچند از نظر ” امیل دورکیم ” صاحبنظر جامعه شناسی ، معتقد است همانطور که مجازات مجرم امری طبیعی و بهنجار هست ، وجود جرم(مسئله) بمیزان محدود ، امری طبیعی و بهنجار بوده اما کثرت و تعدد آن در جامعه، نابهنجار و به عنوان یک مسئله اجتماعی تلقی می شود ، چرا که موجب از بین رفتن تعادل اجتماعی (سلامت اجتماعی) و تبدیل امری طبیعی به امری غیرطبیعی (نابهنجار) در جامعه می شود.

از نظر صاحب نظر دیگری به نام “سی رایت میلز ” مسائل اجتماعی از مسائل خصوصی از طریق چند شاخص بشرح ذیل قابل تفکیک می باشد:

۱) بعد مردمی و جمعی بودن مسائل اجتماعی: بدین معنی که مسائل اجتماعی باید به عنوان گرفتاریها و رنج های جمعی و مردمی نگاه کرد و آن را در ابعاد اقتصادی اجتماعی و فرهنگی جامعه دید.

۲) بعد گستردگی و عمومیت داشتن: باید توجه داشت این گرفتاریها و مشکلات چه اندازه عمومی و گسترده و چه اندازه خصوصی و محدودند.

۳) بعد ریشه‌ای و بنیادی بودن: مسایل اجتماعی را باید در ریشه های بنیادین و ساختار اقتصادی و فرهنگی .. پیدا و پنهان جامعه مورد مطالعه بررسی و تحلیل نمود.

اهمیت مسئله به لحاظ تاریخی:
امروزه گسترش شهرنشینی، خالی و متروکه شدن روستاها، هجوم و سیل عظیم جمعیت انسانی(روستایی) به سوی شهرها موجب تراکم و گاه تخاصم، گروه های مختلف فرهنگی در شهرها گردیده است و به طبع آن پدیدار شدن شهر های بی هویت شده است. امروزه تنوع نیازمندی بشری و دافعه زندگی در مناطق محروم(شهری و روستایی) و رویایی سرابگونه زندگی ماشینی(شهرهای برخوردار) ناشی از تفکر ریل نظام سرمایه داری غرب و قطار مدرنیته جهانی موجب تشدید مهاجرت در جهت رفع عطش( مدگرایی و رفاه طلبی) صفا و مروه زندگی بشر دوپا گردیده است.

نتیجه و تاثیر آن بر جامعه امروزی و خاصتر جامعه محروم (روستایی)، زمینه گرایش آنان به یوتوپیا (ناکجاآباد) باورهای شهرنشینی شده است، در نتیجه جامعه مزبورگرفتار پلکانی مهاجرت! در هیاهویی شهرهای پر جاذبه شده اند. گاهی جامعه مذکور در صورت ناتوانی در کوچ از مبدا (روستا) در موجی معکوس مظاهر شهرنشینی و ظواهر مدرنیته (مدگرایی) را بطور ناقص به روستاها می آورد.

در هر دو صورت، این رویه شرایط دوسر باخت در اندیشه و عمل در پی داشته و دارد. بدون اینکه نویسنده مخالف آثار و توسعه موزون (همه جانبه) و دم دستی شدن تکنولوژی باشم اما همانطور که برای اهل فن محرز هست، اگر ابزارهای مدرنیته با اندیشه و ذهنیت اگاهانه (منطقی) همراه نباشد، منجر به آسیب های میگردد که بطور تلویحی می توان به مسائل و توسعه ناموزون آن از جمله تصادفات جاده ای ،کلاهبرداری های اقتصادی و بحرانهای اخلاقی …. و پیامدهای مترتب و ناتمام آن اشاره کرد.

در این بین روستاییان جامانده و یا در صورت انقطاع بین نسلی(والدین و فرزندان) از قطار ناکجاآباد، به ناچار با تاثیر پذیری از فرهنگ صوری (تجدد گرایی) و ظواهر مادی، زمینه از دست دادن هویت فرهنگی و معیشتی و اخلاقی و پیدایش انواع اختلالات کرداری، عادتی و روانی هردو نسل مذکور میگردد. با این حال باید گفت، خودکشی در طول تاریخ اشکال، مقاصد و اهداف متفاوتی داشته که به لحاظ محدودیت فرصت، طرح و بیان در این رسانه از ذکر آن استنکاف می نمایم.

مفهوم خودکشی و ویژگیهایی آن:

مفهوم خودکشی (suicide)به معنای کشتن خود می باشد. به عبارتی عمل خودکشی یک پدیده خاص انسانی است، تنها انسان می‌تواند تصمیم (آگاهانه و عامدانه ) اقدام به کشتن خود نماید. اندیشمندان اجتماعی و روانشناسان، خودکشی را نوعی آدم کشی تغییر سمت یافته می دانند . آدمی به جای این که دیگری را هدف قرار دهد، خود را هدف قرار می‌دهد.

خودکشی از نظر روانشناسان،کنشی عمدی و هدایت پرخاش به درون خود دانسته و در مطالعه آن بر ویژگی های فردی خود تاکید دارند. از نظر “هنری” خودکشی و دیگر کشی ،هردو عمل پرخاشگریانه میباشد که از محرومیت ناشی شده است. پرخاشگری در حالت خودکشی، متوجه خود می شود و دیگرکشی متوجه دیگری است.عالمان اجتماعی معتقدند، اقدام به خودکشی بر اساس فرایند زیر انجام می شود:

۱) قصد و نیت فردی.

۲) مشکلاتی که در مجموعه تجارب قبلی فرد وجود داشته و قادر به راه حلی برای آن نبوده است.

۳ ) نوعی انتقام گیری از خود و احساس ناامیدی و بی کفایتی فرد اقدام کننده می باشد.

۴) در جهت برانگیختن عواطف دیگران به صورت مثبت و یا منفی است.

بهرحال میتوان گفت چهارگروه در هر جامعه ای در معرض خودکشی هستند:

۱) کسانی که بطور زیادی از جامعه کنار گذاشته شده اند.

۲) کسانی که بیش از حد به گروه تعلق یا بستگی دارند .

۳) کسانی که به طور ناگهانی از گروه اخراج شده اند.

۴) کسانی که بدون اختیار و آزادی به عضویت گروهی در آمده‌اند.

مروری بر فرایند خودکشی در جهان، ایران، استان ایلام و شهرستان دره شهر:

در جهان هر ساله در حدود ۵ میلیون نفر اقدام به خودکشی می نمایند، از این تعداد ۵۰۰ هزار نفر جان خود را از دست می‌دهند. بر اساس جدول سازمان جهانی بهداشت بالاترین نرخ خودکشی در میان کشورهای جهان ، کشور” لیتوانی” در اروپای شرقی با میانگین ۴۶ نفر درهر صد هزارنفر می باشد. در ادامه کشور روسیه در رتبه دوم با میانگین ۴۲ نفر و کشور روسیه سفید با میانگین ۳۷ نفر در رتبه سوم خودکشی جهان قرار دارند.

کشور ایران بر اساس آمار سال (۱۳۸۰ ) با میانگین ۷ نفر در هرصد هزار نفر در رتبه پنجاه و هفتم قرار دارد. با وجود اینکه در فرهنگ ایرانی و اسلامی خودکشی را امری ناپسند می شمارد، اما خانواده ها برای فراراز سرزنش دیگران در صورت امکان سعی در پنهان کردن مسئله خودکشی در خانواده و نزدیکان خود می نماید. بر اساس بررسی‌های بعمل آمده در میان استان های کشور استان ایلام و کرمانشاه، بالاترین نرخ خودکشی در کشور را به خود اختصاص می‌دهند و در مرتبه بعد استانهای لرستان، همدان، گلستان ،چهارمحال و بختیاری ،کهکیلویه بویر احمد و آذربایجان غربی و… مرتبه های بعدی قرار دارند.

بر اساس آنالیز اطلاعات بدست آمده از میانگین (۳۴۰ مورد ) اقدام به خودکشی در این دو استان (ایلام و کرمانشاه)، بطور سالانه (۷۰ مورد) منجر به مرگ در این دو استان شده است. اهمیت مسئله و بررسی و موضوع تحقیق در شهرستان دره شهر، زمانی بغرنج و نگران کننده بوده و هست که در فاصله سالهای۱۳۸۳ لغایت ۱۳۸۶ با توجه به میانگین اقدام به خودکشی دراستان ایلام (۳۴۰ نفر) بر اساس داده های بدست امده مشاهده می‌شود، تعداد اقدام به خودکشی در شهرستان دره شهر (دره شهر و بدره) در طی سال های مذکور سالانه به ترتیب (۱۶۳نفر) و (۱۵۳ نفر) و (۱۴۷نفر) و (۱۲۴ نفر) اقدام به خودکشی وجود داشته است. این آمار نشان می دهد که نیمی از اقدام به خودکشی استان، در شهرستان دره شهر اتفاق افتاده است.

البته این آمار ما را به دو نتیجه گیری وادار می نماید، یکی عملکرد سریع و بموقع فوریتهای پزشکی و درمانی شهرستان در فرصتهای طلایی رسیدگی در احیایی زندگی افراد اقدام کننده به خودکشی میباشد. در اینجا ضمن تقدیر از مجموعه تیم درمانی باید گفت اگر این رسیدگی صورت نمی گرفت، مسلما پیامد آن یک تراژدیک تاریخی برای منطقه در پی داشت. از طرفی در تحلیل تئوریکی و نتیجه گیری بعدا خواهد آمد، میتوان به نگاه افراد اقدام کننده اشاره کرد، شاید این افراد که اغلب در سنین زیر ۳۰سالگی (۹۰درصد) بوده اند و قصدشان از اقدام به خودکشی، مطابق با فرضیه تاییدشده فقط بدنبال برانگیختن عواطف مثبت و یا منفی دیگران و نه خاتمه دادن به زندگی بوده است.

با اینکه در کشورهای صنعتی نابرابری در آمدی گروه های مختلف مردم کمتراست، اما نرخ خودکشی بالا است. بر اساس نتایج پژوهشهای بدست آمده، خودکشی با رفاه اقتصادی و برابری در آمدی ارتباط مستقیم دارد. بنظر صاحبنظران علوم اجتماعی رفاه و برابری موجب افزایش آزادیهای فردی و نگرش انفرادی در مقابل بحرانهای اجتماعی می شود.

بر همین اساس کسانی که در مقابل بحرانهای عاطفی منفعل (متاثر) عمل می‌کنند، بیشتر در معرض خودکشی هستند. آمار نشان می دهد سکنه شهرها بیش از روستاییان اقدام به خودکشی می کنند. علت آن هم ویژگی‌های زندگی شهری، جمعیت ناهمگون، هنجارهای متضاد اجتماعی و سبک های سریع التغیر زندگی شهری است که موجب تضعیف پیوندهای اجتماعی در جامعه شهری میگردد.

امروزه به خاطر گسترش ویژگیهای شهری در جامعه روستایی، تفاوت بین زندگی شهری و روستایی تاحدودی از بین رفته و بعبارتی توسعه وسایل ارتباط جمعی، نهادها و فرهنگ شهری نیز به روستاها رخنه و نفوذ یافته است. بر این اساس برطبق بررسیهای بعمل آمده، افراد (خودکشی کننده) اغلب شامل زنان، جوانان و طبقات پایین اجتماع اقتصادی هستند. اما آنهایی که واقعاً خود را از بین میبرند اغلب مردان و مسن ترها از طبقات بالای اجتماعی واقتصادی میباشند.ب

اید گفت همه کسانی که اقدام به خودکشی می نمایند دارای عدم قطعیت در تصمیم گیری یا عدم تمایل به مردن می باشند. با این توضیح میتوان گفت اکثر اقدام کنندگان به خودکشی از فضای فیزیکی استفاده می‌کنند که نجات دادن خود را محتمل و یا اجتناب ناپذیر می‌نماید.

قریب کسانی که قصد خودکشی داشته‌ و دارند و چاره را در حذف از زندگی خود می‌بیند، معمولاً در زمان اقدام در فضای تنها و حداقل دور از نزدیکان به خودکشی می پردازند. کسانی که به زندگی خود پایان می‌دهند اغلب کسانی هستند که حداقل یکبار واقعاً قصد خودکشی داشته اند.

ازمجموعه یادداشت های افراد خودکشی کننده چنین آمده است که بیشتر جامعه مذکور دچار افسردگی بوده و به لحاظ فیزیولوژیکی بسیار میخوابند و از نظر غذایی کمتر میل به غذا دارند.

نتایج افراد اقدام کننده(خودکشی) نشان می‌دهد که برخی به دلایل مختلف به شدت از دست خود عصبانی اند، احساس گناه و بی ارزشی نموده و راهی جز مجازات خود نمی دانند . ولی از کسانی که قصد داشته اند به زندگی خود پایان می‌دهند، پس از اقدام دچاره نوعی احساس سوریالیستی (فرا واقعیت) شده و در دقایق پایانی از اقدام یا عمل خود پشیمان می‌شوند.

مروری بر دیدگاهها و چهار چوبهای نظری:

در این بخش به بررسی دیدگاه های مختلف جامعه شناختی و روانشناختی در زمینه عوامل و شرایط آسیب های اجتماعی از جمله خودکشی می پردازیم:

از نظر “تالکوت پارسونز” صاحب نظر معاصر جامعه شناسی هر نظام اجتماعی (جامعه) از لحاظ ساختاری و کارکردی با چهار مسئله بنیادی (حفظ الگو ، یگانگی ، تحقق اهداف و تطابق با محیط) مواجه است. هرنظام اجتماعی برای حفظ حیات و بقای خود بایستی به آنها پاسخ دهد. خرده نظام‌های پاسخگو به این مسائل بنیادین ،خردنظام‌های به ترتیب (فرهنگ، خانواده، سیاست، اقتصاد) می باشند.

بطور مثال هرگاه بین خرده نظام ارزشی (فرهنگی) با نظام خانواده ناسازگاری به وجود آید یا بین کارکرد تحقق اهداف (سیاست) و کارکرد شرایط محیطی (اقتصاد) ناهماهنگی و نوعی عدم انسجام بوجود آید یا جریان اجتماعی کردن (خانواده) و حفظ الگو (نظام فرهنگی) تعارض پیش آید، جامعه در انتقال ارزش ها به اعضای خود دچار عدم تعادل و به تبع آن موجب بحران یا آسیب اجتماعی در سطح نظام اجتماعی کل (جامعه) و در سطح خرد (فرد) و موجب بحران روحی یا تعارض رفتاری و سرخوردگی افراد از جمله خودکشی توسط افراد مستعد در جامعه میگردد.

برطبق دیدگاه “رابرت مرتون” وضعیتی است که موجب کجروی اجتماعی در جامعه می‌شود ناشی از آنومی است. آنومی، حاصل فاصله بین راهها (هنجارها) و اهداف(ارزش ها) می باشد. هنگامی میان اهداف و راهها سازگاری وجود نداشته باشد، افراد در حالت بی هنجاری یا آنومی به سر می‌برند. در نتیجه این شرایط چهار هدف انحرافی برای فرد مستعد (انحراف)متصور است: این چهار گونه عبارتند:

۱) نوگرا ۲)مراسم گرا ، ۳)انزوا گرا و۴) طغیان گرا می باشد.

از نظر مرتون افراد اقدام کننده به خودکشی در دسته سوم یا همان انزوا گرا قرار میگیرند. این افراد اهداف و راه های مشروع (رسمی) را قبول و قابل تحقق نمیدانند از طرفی به دنبال راه هایی جدید (غیر رسمی) نیستند و بنوعی دچار سرگردانی و فراهم شدن زمینه برای اقدام به خودکشی در آنها می شود. هرچند براین دیدگاه نقدهایی وجود دارد اما به عنوان یک تحلیل جامعه شناسی در بحث جرم و انحرافات اجتماعی قابل طرح می باشد.

به نظر”اتوکلاین برگ” بسیاری از آسیب ها و بیماری های اجتماعی ریشه در ساختار جامعه دارد. درجامعه گاهی وضع خانوادگی به اشکال مختلف موجب برخی کشمکشهای روانی و رفتاری آنان می‌شود. بطور مثال هرگونه انتقاد فرزندان از پدر و مادر ، عصبانی شدن فرزندان در برابر پدر و مادر، موجب احساس گناه و خطا در فرزندان می‌گردد. برگ،معتقد است امروزه در زندگی بشر ۳ نوع تناقض در رفتار افراد وجوددارد:

۱) تناقض میان رقابت و موفقیت فردی با نوعدوستی و دیگر خواهی.

۲) تناقض میان فشارخواست و احتیاج فردی با محدودیت های واقعی دستیابی فردی.

۳) تناقض میان آزادی فردی و محدودیت های واقعی اجتماعی و فرهنگی.

مهمترین دیدگاه که بطور جامعه شناختی به مسئله خودکشی به عنوان یک آسیب اجتماعی پرداخته دیدگاه “امیل دورکیم” است. دورکیم معتقد است هر انسانی دارای شخصیتی دو بخشی دارد: یک بخش همان جسم، اندیشه و احساسات فرد است و بخش دیگری شامل وجدان جمعی یا مجموعه ای از اندیشه ها اخلاقیات مشترک بین فرد وجامعه است. بدین معنا که اگر خود اجتماعی (وجدان جمعی) ضعیف شود افراد در معرض خودکشی خودخواهانه هستند.

اگر خود اجتماعی خیلی قوی شود باز افراد در معرض خودکشی دگرخواهانه می باشد. دورکیم معتقد است عامل اصلی که به در زندگی ما هدف و معنا می‌بخشد، احساس تعلق و ارتباط با دیگران است. از نظر دورکیم وقتی ارزش های پیشین(سنتی) زیر سوال رود و ارزش‌های جدید (آتی) هنوز شکل نگرفته یا همگانی نگردیده اند، افراد دچار سرخوردگی (آنومی) می شوند.

امروزه انسانها در جوامع جدید از سرنوشت خویش خوشنودتر از گذشته نیستند.خودکشی و میزان آن مظهر و دلیل بر ویژگیهای احتمالاً بیمارگونه حیات کنونی و مشترک انسان هاست. دورکیم معتقد است اگر انسانها به حال خود رها شوند همواره امیال پایان ناپذیری درآنهابیدار و فرد همیشه بیش از آنچه دارد طلب می کند. دراین شرایط انسان‌ها همواره از خوشنودی های اکنون در جریان زندگی سخت ناامید هستند. بدین جهت به نظر دورکیم، نخستین ضرورت جامعه (خانواده) وجود انضباط است. انسان نیاز دارد که تحت انضباط نیروی برتر و مقتدر (شایسته) قرار گیرد.این نیرو مسلط بر فرد، چیزی جز خود جامعه نمیتواند باشد. امروزه براساس بررسیهای متعدد از میزان خودکشی درجوامع مختلف به این نتیجه رسیده‌اند که عوامل مختلفی در میزان خودکشی دخالت دارند و نمی‌توان آن را به یک عامل تعمیم داد. در واقع نیروی اجتماعی و هم عوامل روانی، مذهبی، محیطی و اقتصادی … در این مسئله اجتماعی دخیلند.

تحلیل و نتیجه گیری از داده ها:

بر اساس اطلاعات به دست آمده در در فاصله سال های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۷ در شهرستان دره شهر، تعداد (۱۰۴۶نفر) زن و مرد اقدام به خودکشی نموده اند و به مراکز درمانی مراجعه نمودند. از این تعداد (۵۶ درصد) زن و (۴۴ درصد) مرد می باشد.

همچنین بر اساس اطلاعات به دست آمده بر اساس تفکیک سنی (۴۳درصد) زیر ۲۰ سال، (۴۱ درصد) بین بین ۲۰ تا ۳۰ سالگی و تعداد (۱۵ درصد) بالای سن ۳۰ سالگی بوده اند. از نظر وضعیت تاهل (۵۹ درصد ) مجرد و (۴۱ درصد) متاهل بوده اند. (رجوع شود به مجموعه مقالات آسیبهای اجتماعی دره شهر ۱۳۸۸ اردیبهشت ماه – نیروی انتظامی)

امروزه به موازات پیچیدگی و دشواری های زندگی اجتماعی در مقایسه با گذشته موجب گردیده میزان خودکشی نیز افزایش یابد. در گذشته با وجود مرارت های حیات اجتماعی و دشواریهای معیشتی و رفاهی و وضع بهداشتی و فرهنگی اما میزان خودکشی پایین بوده است. فرایند این امر، پرسشی که جامعه شناسان و روانشناسان اجتماعی مطرح و به دنبال بررسی دلایل و عوامل مختلف و یافتن شیوه های کنترل و تعدیل این مسئله اجتماعی هستند. در این پژوهش بر اساس داده ها و آمار به دست آمده به جمع بندی و نتیجه گیری جامعه شناختی از جامعه مورد مطالعه بشرح ذیل پرداخته شده است:

۱) امروزه تغییر ساختار خانوادگی وتبدیل آن از ساخت گسترده به حالت هسته‌ای موجب شد که روابط بین نسلی یا حضور چند نسل در کنار هم از بین برود. خروجی آن موجب شده تعامل خانواده ها به صورت بریده و نامنظم گردد. در نتیجه و حاصل حذف روابط و تجربه اندوزی بین نسلی، نوجوان و جوان خود میبایست در فرایند زندگی چندگانه امروزی (رسمی و غیررسمی) پاسخ یا راهی برای احساس خلا و تنهایی خود بیابد. نتیجه غیبت نسل پیشین در اجتماعی کردن، ما شاهد شکاف نسلی (باتجربه) با نسل امروزی هستیم. بر اساس بررسی این پژوهش وضعیت سنی افراد اقدام کننده نشان میدهد آمار خودکشی در سطح شهرستان در حدود (۸۴ درصد) جوانان زیر ۳۰ سال می باشد. این امر نشان‌ دهنده بحران نسلی در نوجوانان و جوانان و همچنین تغییر ساختار اجتماعی و خانوادگی در اثر پدیده گذار و تقابل گذشته (جمع گرایی) و امروزه (فردگرایی ) و بعبارتی به فعالیت نرسیدن قالب های نوین حمایتی و هدایتی اکنون جامعه شهری و روستایی در سطح منطقه باشیم.

۲) برساس تئوری دورکیم عامل مهم و معنابخش به زندگی امروزه، احساس تعلق و ارتباط با دیگران است. در اثر تعامل منطقی و مناسب زندگی ارزش پیدا می‌کند، فقدان تعامل ممکن هر چیزی دستاویزی برای خلاص شدن از شر زندگی باشد. امروزه با وجود تعدد جمعیتی و یکجا نشینی و محدود شدن انسان در حصار خانه، همچنین به دلایل اقتصادی، اخلاقی و شغلی امکان ارتباط اجتماعی بین فامیل و اقوام محدود و حتی مسدود شده است، امروزه حضور جعبه جادویی و رسانه‌های جمعی (تلویزیون و ماهواره) بخصوص اینترنت و فضای مجازی، وقت و انرژی اعضای خانواده را گرفته و روابط خانواده (عاطفی) تبدیل به شکل خانوار (اقتصادی)گردیده است.

خانواده ها به صورت جمع های فیزیکی بدون ارتباطات کلامی تبدیل نموده است. ظاهر همدیگر را می بینند اما هیچ درکی و عمق معرفتی و شناختی از مشکلات و تجربیات همدیگر را ندارند. در این پژدهش ملاحظه شده است به میزان (۶۳ درصد) علت اقدام خود را عوامل خانوادگی بیان نمودند. این خود حکایت کننده بحران عاطفی و ارتباطی پیدا و پنهان درخانواده ها است.

۳) در بررسی جامعه مورد مطالعه و اطلاعات به دست آمده ملاحظه می گردد از مجموع کل افراد مورد مطالعه (۸۳ درصد) زیر دیپلم و(۷۰ درصد) از نظر شغلی بیکار و یاخانه دار هستند. بدین لحاظ براساس نظریات جامعه شناختی، پیامد پدیده بیکاری موجب احساس بیهوده بودن وگرایش به مسائل اجتماعی (خودکشی) موثر است.

۴) بر طبق دیدگاه های جامعه شناختی و روانشناختی بیشتر افرادی که اقدام به خودکشی می نمایند، میل قطعی به خودکشی ندارند. صاحب نظران معتقدند اقدام به خودکشی وسیله‌ای است برای اینکه فرد اقدام کننده به هدفی برسد یا افرادی را تحت تاثیر قرار بدهد و یا اینکه دیگران وی را دریابند. در بررسی جامعه مورد مطالعه بیشتر افراد به لحاظ سنی (زیر ۲۰ سال) و بین گروه سنی (۲۰ تا ۳۰ سال) هستند. این دوره به عنوان سنین پرخطر در اقدام به خودکشی نامیده می شود.

لذا تحریک نامناسب نوجوانان و جوانان بدون برنامه قبلی و متعاقب ناکامی محدود و یا مشکلات جزئی در زندگی ممکن است زمینه اقدام به خودکشی در آنان نمایند. لذا نوجوانان برخلاف بزرگسالان با طرح و نقشه قبلی به منظور انهدام یا مرگ حتمی، اقدام به خودکشی نمی نمایند. بلکه هدف آنان از این اقدام مرگ نیست بلکه برای اعمال فشار جلب توجه دیگران است. شاهد این مدعا اینکه از مجموع جامعه مورد مطالعه (۹۴ درصد ) در اقدام به خودکشی ناموفق بودند.

۵) موضوع مهم دیگر این است، براساس پژوهش‌های بدست آمده افرادی که سابقه خودکشی دارند در معرض خودکشی مجدد هستند. مطالعات نشان می‌دهد که تقریباً نصف افرادی که اقدام به خودکشی می کنند، حداقل یک بار تجربه اقدام به خودکشی قبلی را داشتند. لذا شناسایی و بررسی افراد آسیب پذیر در مقابل خودکشی از مسئولیت‌های مهم بنیادی و اورژانسی متولیان امر و نهادهای ذیربط و خانواده‌ های مورد مطالعه می باشد.

۶) موضوع دیگری که به لحاظ آماری قابل ذکر است، نرخ خودکشی شهرستان در مقایسه با استان، کشور و حتی جهان است. همانطوری که پیشتر عنوان شد بالاترین میزان خودکشی جهان در کشور لیتوانی با میانگین (۴۶ نفر) و در مقایسه کشور ایران معادل( ۷ نفر) در هر ۱۰۰ هزار نفر است. اما در استان ایلام سالیانه در حدود ۴۰۰ مورد خودکشی روی می دهد، باتوجه به جمعیت حدودا ۶۰۰ هزار نفر معادل (۷۰ نفر) در هر ۱۰۰ هزار نفر است. این قضیه وقتی بحرانی است که به مقایسه کمی آن در سطح شهرستان دره شهر بپردازیم. در آنالیز سطحی مسئله در فرآیند (۷ ساله) پژوهش به عمل آمده به طور میانگین (۱۵۰ نفر) از مجموع ۶۰ هزار نفر شهرستان مذکور اقدام به خودکشی نموده اند. این واقعه را باید یک بحران اجتماعی و منطقه ای تلقی نمود. وخامت مسئله زمانی حاد و هشدار دهنده می شود که اقدام به خودکشی منجر به مرگ حتمی افراد میگردید. هر چند همانطور که پیشتر عنوان شد و باید گفت نوع وسیله اقدام کننده تا حدودی در شانس مجدد و بازگشت به حیات اقدام کنندگان (خودکشی) موثر بوده است. اما نباید عملکرد مثبت و قابل تقدیر پرسنل درمانی شبکه بهداشت و درمان شهرستان و استان در این امر فراموش شود.

۷ )حرف آخر و بعنوان پیشنهاد در جهت تنویر اذهان خانواده ها و متویان امر و در جهت اهتمام بیشتر در پیشگیری میتوان گفت این است که افراد زیر در معرض خودکشی هستند:

الف) توجه جدی به افراد افسرده یا نا امید می باشد. پژوهش های انجام شده نشان می دهد که تنها (۲۵ درصد) افرادی که دچار افسردگی هستند، مورد درمان قرار می‌گیرد. لذاعدم مراقبت از این افراد در هر خانواده ای می تواند به عنوان یک بحران بالقوه تلقی کرد.

ب) افرادی که سابقه خودکشی داشته یا در یکی از اعضای خانواده سابقه خودکشی وجود دارد.

ج) والدینی که طلاق گرفته و دارای فرزندان طلاق می باشد.

چ) افرادی که در تحصیل و زندگی شکست خوردند.

د ) افرادی که از بیماری طولانی رنج می برند.

ذ) افرادی که درگیری و اختلافات خانوادگی دارند.

ر) افرادی که اتفاقات ناگوار برای آنان رخ داده است.

ز) کسانی که شکایت بجهت سیر شدن از زندگی و حیات خود دارند.

 

 

 

 

 

 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.