-

ورم «بحران» زیر پوست «آب» ✍️ اسلام انصاری فر
نگاه اقتصاد - آب، این عنصر بیرنگ و بیبو، همیشه در فرهنگ ما نماد پاکی و زندگی بوده است. اما امروز، همانطور که بدن انسان میتواند ورمی خاموش در زیر پوست پنهان کند، آب نیز زخمی پنهان در دل دارد؛ زخمی که نامش «بحران» است.
-

آبی که آب می رود ✍️ اسلام انصاری فر
نگاه اقتصاد - در سرزمینی که آب نهتنها مایهی حیات، بلکه بخشی از فرهنگ، تاریخ و هویت جمعیمان است، امروز با بحرانی مواجهیم که آرام و بیصدا، اما بیرحمانه پیش میرود.
-

به خاطر یک مشت ارث ✍️ اسلام انصاری فر
نگاه اقتصاد - این چندمین قتل خانوادگی در استان ایلام است که بر سر ارث اتفاق می افتد.
-

طنز /دایره المحاسن آب و مصرف زمینه!! ✍️ اسلام انصاری فر
نگاه اقتصاد - نکته اصلی این است که عده ی کثیری که خیلی آب را دوست دارند و به آن عشق می ورزند، چاره ی مقابله با بحران را در مصرف بهینه!! یا همان مصرف زمینه( ریختن آب بر زمین ) می دانند و اعتقاد دارند که آب در رفتن است که قدر دارد و گرنه در ماندن می گندد. یا به قولی:
-

طنز/ یک روز و سی «نما» ✍️ اسلام انصاری فر
نگاه اقتصاد - یک: صبح پرده از روی خورشید بر می دارد. ماشینم را روشن می کنم. کوچه روشن می شود. گربه ای از روی دیوار می گوید: «حرکت!»
-

«السا افشار» و انگشتان کوچکی که بزرگ می نوازند ✍️ اسلام انصاری فر
نگاه اقتصاد - در سرزمینی که گاه صدای هنر در هیاهوی روزمرگی گم میشود، کودکی از ایلام با انگشتان کوچک و قلبی بزرگ، پیانو مینوازد؛ نه فقط برای اجرای یک قطعه، بلکه برای گفتن این حقیقت که هنر، از کودکی آغاز میشود و با عشق، بال میگیرد.
-

از معلولیت «فرهنگ» تا فرهنگ «معلولیت» ✍️ اسلام انصاری فر
نگاه اقتصاد - مقدمه / در جهانی که سرعت، کارآمدی و حضور فیزیکی معیار ارزشگذاری انسانها شده، آنان که بهناچار در خانه ماندهاند، نه بهدلیل ناتوانی، بلکه بهدلیل نادیدهانگاشتهشدن، اغلب از نگاه جامعه محو می شوند.
-

از کوچه های «تهران» تا پله های «فرات»
نگاه اقتصاد - اسلام انصاری فر / هوا خیلی گرم بود و توی شلوغی رفت و آمد زائران در مجتمع پذیرایی در محل سالن بزرگ نمایشگاه بین المللی در کمربند شرقی شهر ایلام، به دنبال سوژه ای بودم تا چند دقیقه ای با او همکلام شوم.
-

اربعین «رسیدن» نیست، «فهمیدن» است ✍️ اسلام انصاری فر
نگاه اقتصاد - پیادهروی اربعین را نمیتوان فقط در واژهها گنجاند، اما میتوان با واژهها به آن نزدیک شد. این سفر، هم جسم را میفرساید و هم جان را مینوازد.
-

در شهر همه نشان پدر هست و نشان «پدر» نیست! ✍️ اسلام انصاری فر
نگاه اقتصاد - کوچه ها و خیابان های شهر، صدای پای قدمهایش را می شناسند. درخت های توی پارک هم هر روز به او سلام می دهند.
