نقد سه فیلم روز پنجم جشنواره در سالن رسانه ها:
«مارون» سوخت، «دختر پری خانم» پر کشید و «زندهشور» در میانه ماند *محمد تقیزاده

به گزارش ایرنا، در پنجمین روز جشنواره فیلم فجر، یک فیلم بیوگرافی و معمایی(مارون) یک فیلم فانتزی و کمدی سیاه( دختر پری خانم) و یک درام اجتماعی پرستاره(زنده شور) در سالن پردیس ملت به نمایش درآمد که تحلیل و نقد آن در ادامه آمده است:
از سوژه ملی تا فیلم نهادی
فیلم «مارون» به کارگردانی امیراحمد انصاری، که به زندگی هدایتالله طیب میپردازد، نمونهای بارز از تولیدات پُرهزینه و نهادی در سینمای ایران است. با وجود پتانسیل بالای زندگی این چهره (نخبه علمی، مبارز پیش از انقلاب و رزمنده جنگی)، فیلم در انتقال یک روایت منسجم و جذاب کاملاً شکست خورده است.
مشکل اصلی فیلم، ساختار روایی آشفته و قصهگویی ضعیف آن است. «مارون» فاقد یک خط داستانی روشن و پیوند علّی-معلولی محکم بین صحنههاست. این امر همراه با لکنت روایی، باعث سردرگمی مخاطب عام و عدم همراهی عاطفی او با شخصیت اصلی میشود. فیلم برای جبران این ضعف مهلک، به تکنیکهای سطحی و پُرتکلف مانند موسیقی هیجانی نابجا، تدوین سریع و لوکیشنهای گسترده متوسل شده است، در حالی که هسته یک اثر تاریخی-دراماتیک، یعنی شخصیتپردازی عمیق و روایت منسجم، در آن غایب است.
در بخش بازیگری نیز امیرحسین فتحی در نقش اصلی، نتوانسته ابعاد پیچیده و مسیر تحول این شخصیت تاریخی را به تصویر بکشد. بازی او بیشتر تکرار الگوهای قبلی خود بوده و فاقد عمق روانشناختی لازم برای نمایش سفر درونی یک مبارز به یک رزمنده است. این ضعف، تا حد زیادی نتیجه شخصیتپردازی تکبعدی و ضعیف فیلمنامه است.
در نهایت، «مارون» به جای برقراری ارتباط با مخاطب گسترده، بیشتر شبیه یک محصول سفارشی و نهادی است که هدفش ارضای حلقههای محدود سفارشدهنده بوده است. این فیلم، پرسش جدی درباره هدررفت بودجههای کلان ملی و اتلاف سوژههای درخشان تاریخی را بار دیگر مطرح میکند. ادامه این روند نه تنها شکاف بین سینما و مردم را بیشتر میکند، بلکه به دفن روایی میراث ارزشمند دفاع مقدس در اذهان نسل جوان منجر خواهد شد. «مارون» یادآوری میکند که ساخت فیلمهای تاثیرگذار درباره قهرمانان ملی، بیش از بودجه سنگین، به چشمانداز هنری مستقل، فیلمنامهای قوی و روایتی انسانی نیاز دارد.
عشق، مرگ و یک طنز سیاه
فیلم «دختر پری خانم» ساخته علیرضا معتمدی، نقطه اوجی در شکلگیری امضای سینمایی متمایز برای این فیلمساز محسوب میشود. این اثر که در ادامه مسیر فیلمهایی مانند «چرا گریه نمیکنی؟» قرار میگیرد، با جسارت، مرزهای ژانر را درمینوردد و اثری چندلایه و بحثبرانگیز خلق میکند.
ساختار فیلم با یک کمدی سیاه آغاز میشود که نگاهی طنزآلود و تا حدی تلخ به موقعیتهای آبزورد زندگی معاصر دارد. اما معتمدی در نیمه راه، با مهارتی که ریشه در دانش سینمایی («سینهفیلی») و تبحر اجرایی او دارد، به تدریج عناصر فانتزی را وارد روایت میکند. این گذار ژانری صرفاً یک تکنیک نیست، بلکه استعارهای است از درهمتنیدگی امر واقعی و خیال در تجربه انسان مدرن.
در قلب این بازی فرمی، مضامین بزرگ و فلسفیِ زندگی، عشق و مرگ قرار دارد. معتمدی با رویکردی مدرن و روشنفکرانه به این سهگانه میپردازد. عشق به مثابه نیرویی رستگاریبخش و دردناک، و مرگ به عنوان بخشی جداییناپذیر و رازآلود از چرخه هستی تصویر میشوند. این نگرش، فیلم را برای مخاطبان مضمونگرا جذاب میسازد.
از دیگر نقاط قوت فیلم، دیالوگهای هوشمند و لحن ویژه آن است. مکالمات فقط پیشبرنده داستان نیستند، بلکه حامل بار فلسفی و عاطفیاند. لحن روایی و منحصربهفرد معتمدی (هم به عنوان کارگردان و هم بازیگر) به این دیالوگها عمق میبخشد و به آنها نقش محوری در جهان فیلم میدهد.
در کنار اینها، بازی درخشان سها نیاستی یکی از کشفهای سینمایی فیلم است. او در بهترین نقش کارنامه خود، طیف وسیعی از حالات عاطفی را باورپذیر و تأثیرگذار اجرا میکند و بستری که فیلم برای او فراهم کرده را به خوبی پر میکند.
در نهایت، «دختر پری خانم» فیلمی دوقطبی و غیرمتعارف است. این اثر به دلیل ترکیب نامتعارف ژانرها، طنز خاص و پرداخت فلسفی، مخاطب را وادار به یک انتخاب صفر و صدی میکند: یا آن را اثری عمیق و جسورانه میدانند یا نامفهوم و خودشیفته. همین ویژگی، آن را به یکی از آثار مهم و گفتوگوبرانگیز سینمای ایران تبدیل میکند که بیتردید امضای صاحبسبک کارگردانش را پای خود دارد.
میان عاطفه و شرع
«زندهشور» کاظم دانشی، سومین حلقه از دغدغهی او دربارهٔ مسائل قضایی و حقوقی است که مستقیم به قلب معرکه میزند: ساعات پایانی پیش از اعدام. اما فیلم از همان ابتدا در دام یک تناقض ساختاری گرفتار میآید. از یک سو میکوشد حرمت حکم شرعی را حفظ کند و از سوی دیگر، با نمایش طاقتفرسای رنج خانوادهٔ محکوم، میخواهد همدلی مخاطب را برانگیزد. این بلاتکلیفی، فیلم را در میانهٔ تقابلی بیثمر و ادامهدار قرار میدهد که نه میتواند از یک سو دفاعی قانعکننده کند و نه از سوی دیگر، فراتر از عاطفهگرایی محض برود.
فرم اجرایی فیلم نیز به این مشکل دامن میزند. فیلمنامه غرق در دیالوگهای پینگپنگی و نمایشی است که شخصیتها را بیشتر به بلندگوی ایدهها تبدیل میکند تا آدمهایی با عمق روانی. این امر، فاصلهٔ اثر را با مسائل پیچیدهٔ انسانی-اجتماعی پشت ماجرا بیشتر میکند. سنگینی و طولانیبودن صحنههای رنج و زاری در نیمهٔ اول نیز، بیشتر به ایجاد فشار عصبی بر مخاطب میانجامد تا بستری برای تفکر عمیق.
در نتیجه، دانشی نتوانسته دغدغهٔ انسانی خود را از «بیبدن» تا «زندهشور» به پرداختی دقیق و چندلایه ارتقا دهد. فیلم در نوسانی بیثمر میان دو موضع، در نهایت به برداشتی خاکستری و خستهکننده از یک تراژدی انسانی میرسد که فرصت کاوش در لایههای پنهان موضوع را از دست میدهد.
چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر تا ۲۲ بهمن در پردیس ملت برپاست.
منتقد سینما
برچسب ها :امیرحسین فتحی ، انقلاب ، ایران ، بی بدن ، جشنواره ، جشنواره فیلم فجر ، دختر پری خانم ، دفاع مقدس ، زندهشور ، کاظم دانشی ، مارون ، محمد تقیزاده
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰