روایت شب های مقاومت/ هفتادو هشت بار عشق به ایران *فرشته قاسمیان

با نزدیک شدن هوای خنک عصرگاهی، شهر اما همچنان در تب و تاب زندگی است، همانند شبهای گذشته، در میان هیاهوی شهر، حتی صدای جنگنده های دشمن هم نتوانست، فریاد حقطلبان و مدافعان وطن را ساکت کند.
شب هفتاد و هشتم است و من نیز، همچون خیل عظیم وطندوستان و پاسداران اسلام و قرآن، عازم محل تجمع میشوم.
مسیر پیادهروی تا محل تجمع برایم به نسبت طولانی است، در این مسیر، اندیشهام به آغاز تاریخ سفر میکند؛ به کسانی که در راه وطن جان فدا کردند، مردانی بزرگ که هیچ ترسی بر دل نداشتند. دست در دست تاریخ، در میان اقوام و ملّتهای گوناگون سیر میکنم.
از حمله وحشتناک مغول با قلبی دردمند عبور میکنم؛ واقعیتی تلخ و هولناک، دوره سامانیان را دوست دارم؛ دوران آبادانی و پیشرفت، کریمخان زند، به دور دست های ایران نگاه می کند و نگران است، نادرشاه، رویای ایران بزرگ را در سر میپروراند، به امیرکبیر که میرسم، اشک بر پهنای صورتش جاری است و آرزوی پیشرفت ملت ایران را دارد.
به قحطی بزرگ میرسم؛ قلبم مالامال از درد میشود، دولت انگلیس، با وجود قول تأمین غله مورد نیاز، از انجام وظیفه شانه خالی کرد و زمانی که دولت ایران برای دریافت کمک به ایالات متحده مراجعه کرد، علیرغم ماهها مذاکره، وعده کمک هرگز عملی نشد، دستانم را بر صورتم میکشم تا رنج هموطنانم را نبینم؛ دستانم جویبار اشکهایم میشوند، کاش میتوانستم کاری کنم.
در گذشته ای نزدیک هستم، کنار پدربزرگهایم نشستهام، از ظلم و جورها شکایت دارند؛ از نبود راه مناسب، پزشک و هزاران کمبود دیگر، پدری را دیدم که فرزند بیمارش را پیاده در مسیری کوهستانی به سمت پزشک میبرد، اما فرزند در میانه راه تب کرد و جان باخت.
از میان جنگ تحمیلی عبور میکنم؛ سراسر شجاعت و افتخار، چه فرزندان رشیدی جان فدای وطن کردند، ایران اسلامی با وجود همه دشمنی ها هر روز بالنده تر می شود و در میان سخنان رهبر حکیم و فرزانه انقلاب، آرامش مییابم.
خود را در میان میدان و در اوج جمعیت میبینم، سخنان رهبر شهید در ذهنم تکرار می شوند؛ ملت مسلمان ایران مبعوث می شوند، جمعیت، لبریز از شوق حضور هستند، تصویر رهبر جوان را میبینم و دلاورانی که در برابر استکبار ایستادند، ایران در حال ورق زدن برگ زرینی از تاریخ پُر افتخار خود است و آینده، روشن تر از حال دیده می شود.
برچسب ها :ایلام ، روایت شب های مقاومت ، فرشته قاسمیان ، هفتادو هشت بار عشق به ایران
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰