کد خبر : 163894
تاریخ انتشار : جمعه 15 خرداد 1405 - 13:56

یک ملت، یک مسیر؛ از قیام تا بعثت مردم

یک ملت، یک مسیر؛ از قیام تا بعثت مردم
نگاه اقتصاد - تهران- تاریخ ملت‌ها را روزهایی می‌سازند که مردم برای آرمان‌های خود هزینه می‌دهند. از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ که خون معترضان بذر نهضت اسلامی را در خاک ایران نشاند تا ۹ اسفند ۱۴۰۴ که ایرانیان در برابر تهدید دشمنان از کشور و نظام خود دفاع کردند، یک مسیر مشترک قابل مشاهده است؛ مسیر ایستادگی، استقلال‌خواهی و پایبندی به انتخابی که بیش از شش دهه پیش آغاز شد و هنوز در متن تحولات ایران جریان دارد.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، در تاریخ معاصر ایران، برخی روزها تنها یک واقعه نیستند؛ نقطه آغاز یک مسیرند. ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ از همین جنس است. روزی که اعتراض به بازداشت امام خمینی (ره) به خیابان‌های ایران کشیده شد و اگرچه با سرکوب شدید رژیم پهلوی پایان یافت، اما در واقع آغازگر حرکتی شد که پانزده سال بعد به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید.

بسیاری از مورخان و تحلیلگران سیاسی، ۱۵ خرداد را نه یک اعتراض مقطعی، بلکه تولد یک نهضت می‌دانند؛ نهضتی که از دل آن انقلاب ۱۳۵۷ شکل گرفت و در ادامه به تأسیس جمهوری اسلامی انجامید. اکنون پس از گذشت بیش از شش دهه، بازخوانی این قیام تنها مرور یک رویداد تاریخی نیست، بلکه واکاوی ریشه‌های تحولی است که همچنان بر حیات سیاسی و اجتماعی ایران سایه افکنده است.

تاریخ سیاسی ایران در قرن اخیر شاهد جنبش‌ها و اعتراضات متعددی بوده است؛ از نهضت مشروطه تا ملی شدن صنعت نفت. اما قیام ۱۵ خرداد از جهات مختلف با بسیاری از این حرکت‌ها تفاوت داشت. این قیام نه صرفاً یک اعتراض سیاسی، بلکه آغاز شکل‌گیری گفتمانی بود که بعدها به یکی از مهم‌ترین تحولات سیاسی قرن بیستم در منطقه تبدیل شد.

زمینه‌های این قیام به سال‌های ابتدایی دهه ۱۳۴۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که محمدرضا پهلوی برنامه‌ای موسوم به «انقلاب سفید» را در دستور کار قرار داده بود. اگر چه او این برنامه را راهی برای مدرن‌سازی کشور معرفی می‌کرد، اما در عمل این سیاست‌ها بیش از آنکه در خدمت توسعه کشور باشد، در راستای افزایش وابستگی ایران به غرب و کاهش نقش دین در عرصه عمومی بود.

در آن سال‌ها، امام خمینی (ره) به عنوان یکی از برجسته‌ترین منتقدان سیاست‌های حکومت پهلوی و خودفروختگی دولت آن زمان شناخته می‌شد. ایشان در سخنرانی‌های مختلف، نسبت به روندهای سیاسی و فرهنگی کشور هشدار می‌داد و از استقلال، هویت دینی و حقوق مردم سخن می‌گفت.

سخنرانی معروف عاشورای سال ۱۳۴۲ در مدرسه فیضیه قم را می‌توان نقطه عطفی در تشدید تقابل میان نهضت اسلامی و حکومت پهلوی دانست. پس از این سخنرانی، رژیم تصمیم گرفت با بازداشت امام خمینی، اعتراضات را مهار کند؛ تصمیمی که نتیجه‌ای کاملاً معکوس به همراه داشت.

 

یک بازداشت و انفجار خشم عمومی

بامداد ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، خبر بازداشت امام خمینی به سرعت در قم، تهران، ورامین و بسیاری از شهرهای کشور منتشر شد. پس از آن، مردم که این اقدام را تعرض به مرجعیت دینی و بی‌اعتنایی به مطالبات جامعه تلقی می‌کردند، به خیابان‌ها آمدند.

اعتراضات با سرعتی کم‌سابقه گسترش یافت. در تهران گروه‌های مختلف مردمی راهی خیابان‌ها شدند. در ورامین، کشاورزان و مردم عادی مسیر طولانی تا تهران را برای حمایت از نهضت طی کردند. قم به کانون اعتراضات تبدیل شد و در شهرهای دیگر نیز موجی از نارضایتی شکل گرفت.

حکومت پهلوی با استفاده از نیروهای نظامی و امنیتی به مقابله با معترضان پرداخت. ده‌ها و به روایتی صدها نفر در جریان این حوادث جان باختند. اگرچه آمار دقیق قربانیان همچنان محل بحث مورخان است، اما درباره شدت برخورد حکومت تردیدی وجود ندارد.

در ظاهر، رژیم توانست اعتراضات را سرکوب کند. خیابان‌ها آرام شد و بسیاری از فعالان سیاسی و مذهبی بازداشت شدند. اما آنچه حکومت متوجه نشد، تغییر عمیقی بود که در ذهن و حافظه جمعی جامعه ایران رخ داده بود.

یکی از مهم‌ترین پرسش‌های تاریخ معاصر این است که چرا قیام ۱۵ خرداد، با وجود سرکوب گسترده، به عنوان آغاز انقلاب اسلامی شناخته می‌شود؟

پاسخ را باید در تأثیرات بلندمدت این رویداد جست‌وجو کرد. ۱۵ خرداد نشان داد که بخش مهمی از جامعه ایران حاضر است برای دفاع از باورهای دینی و مذهبی خود هزینه بدهد. همچنین این قیام موجب شد شکاف میان حکومت و بخش بزرگی از جامعه آشکارتر از گذشته شود.

موضوعی که همچنان در جامعه ایرانی با قدرت بالا جریان دارد و حضور مردم در میدان پس از حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران و تداوم آن در شرایط جنگ و بعد از جنگ نشان دهنده پای کار ماندن مردم بر باورهای دینی و مذهبی و پایبندی به جمهوری اسلامی است.

از سوی دیگر، این رخداد جایگاه امام خمینی(ره) را به عنوان رهبر یک جریان اجتماعی و سیاسی تثبیت کرد. پیش از آن، بسیاری از مخالفان حکومت به صورت پراکنده فعالیت می‌کردند، اما پس از ۱۵ خرداد، رهبری نهضت بیش از گذشته حول محور امام خمینی شکل گرفت.

به بیان دیگر، ۱۵ خرداد اگرچه در میدان خیابان سرکوب شد، اما در عرصه افکار عمومی به پیروزی رسید. این واقعه نه تنها یک اعتراض را پایان نداد، بلکه یک نهضت را متولد کرد.

 

از قیام تا نهضت و انقلاب

سال‌های پس از ۱۵ خرداد را می‌توان دوران تثبیت و گسترش نهضت اسلامی دانست. تبعید امام خمینی به ترکیه و سپس عراق، نهضت را متوقف نکرد. برعکس، شبکه‌ای گسترده از ارتباطات مذهبی، فرهنگی و سیاسی شکل گرفت که پیام‌های ایشان را به سراسر کشور منتقل می‌کرد.

در دهه ۱۳۵۰، جامعه ایران با مجموعه‌ای از مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روبه‌رو شد. افزایش شکاف طبقاتی، محدودیت‌های سیاسی، وابستگی به قدرت‌های خارجی و برخوردهای امنیتی حکومت، نارضایتی‌ها را افزایش داد.

در چنین فضایی، گفتمانی که ریشه‌های آن در ۱۵ خرداد شکل گرفته بود، به تدریج توانست اقشار مختلف جامعه را جذب کند. دانشجویان، روحانیون، بازاریان، کارگران و بسیاری از گروه‌های اجتماعی به این جریان پیوستند.

در نهایت، نهضتی که در خرداد ۱۳۴۲ با اعتراض به بازداشت یک مرجع دینی آغاز شده بود، اکنون به جنبشی فراگیر برای تغییر ساختار سیاسی کشور تبدیل شده بود. وقایع سال ۱۳۵۷ را نمی‌توان بدون درک نقش ۱۵ خرداد تحلیل کرد. بسیاری از شعارها، مطالبات و حتی نمادهای انقلاب اسلامی ریشه در همان نهضتی داشت که از سال ۱۳۴۲ آغاز شده بود.

در سال ۱۳۵۷ موج اعتراضات مردمی سراسر کشور را فرا گرفت. اعتصابات گسترده، راهپیمایی‌های میلیونی و گسترش اعتراضات موجب شد حکومت پهلوی با بحرانی بی‌سابقه روبه‌رو شود. سرانجام در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، نظام سلطنتی سقوط کرد و انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.

از نگاه بسیاری از فعالان انقلاب، این پیروزی تحقق آرمان‌هایی بود که نخستین بار در قیام ۱۵ خرداد مطرح شده بود؛ آرمان‌هایی چون استقلال، آزادی از سلطه بیگانگان، عدالت اجتماعی و نقش‌آفرینی مردم در تعیین سرنوشت کشور.

به همین دلیل است که در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی، از ۱۵ خرداد به عنوان مبدأ نهضت اسلامی یاد می‌شود. البته پیروزی انقلاب پایان مسیر نبود؛ بلکه آغاز مرحله‌ای جدید محسوب می‌شد. پس از سقوط حکومت پهلوی، پرسش اصلی این بود که ساختار سیاسی آینده کشور چگونه خواهد بود.

در فروردین ۱۳۵۸، مردم ایران در یک همه‌پرسی سراسری به استقرار جمهوری اسلامی رأی دادند. سپس قانون اساسی تدوین و نهادهای جدید سیاسی شکل گرفتند. در واقع، اگر ۱۵ خرداد را نقطه آغاز نهضت بدانیم و انقلاب ۵۷ را مرحله پیروزی آن، تأسیس جمهوری اسلامی را باید مرحله نهادسازی و تبدیل آن آرمان‌ها به ساختار حکمرانی دانست.

این تحول، نهضتی مردمی را به یک نظام سیاسی تبدیل کرد؛ نظامی که اکنون نزدیک به پنج دهه از عمر آن می‌گذرد.

 

تداوم جمهوری اسلامی؛ آزمون‌های بزرگ

جمهوری اسلامی از نخستین سال‌های شکل‌گیری با چالش‌های متعددی مواجه شد. ترورهای گسترده، ناامنی‌های داخلی و سپس جنگ تحمیلی هشت‌ساله از مهم‌ترین این چالش‌ها بودند. در ادامه نیز کشور با تحریم‌های اقتصادی، فشارهای سیاسی خارجی، بحران‌های منطقه‌ای و مشکلات اقتصادی مواجه شد.

با این حال، جمهوری اسلامی توانست از این آزمون‌ها عبور کند و ساختارهای خود را حفظ کند. یکی از دلایل این ماندگاری، پیوند عمیق آن با سرمایه اجتماعی و تاریخی نهضتی است که از ۱۵ خرداد آغاز شد.

در این نگاه، مشروعیت جمهوری اسلامی صرفاً به ساختارهای حقوقی و سیاسی محدود نمی‌شود، بلکه ریشه در یک تجربه تاریخی دارد که از اعتراضات مردمی سال ۱۳۴۲ آغاز شده و در انقلاب ۱۳۵۷ به اوج رسیده است. یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که از ۱۵ خرداد تاکنون در گفتمان جمهوری اسلامی تداوم یافته، مسئله استقلال است.

در سال ۱۳۴۲، بخش مهمی از آرمان‌های نهضت متوجه وابستگی حکومت پهلوی به قدرت‌های خارجی بود. این موضوع در سال‌های منتهی به انقلاب نیز به یکی از اصلی‌ترین مطالبات مردم تبدیل شد.

پس از انقلاب نیز استقلال سیاسی و مقابله با مداخله خارجی به یکی از اصول بنیادین سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی تبدیل شد؛ اصلی که همچنان در ادبیات سیاسی کشور جایگاه ویژه‌ای دارد. آرمانی که تا امروز در روح و جان ایرانی‌ها ریشه دوانده و در آخرین مورد نیز در ایستادگی در برابر زیاده خواهی‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی در حمله ۹ اسفند ۱۴۰۴ به ایران خود را نشان داد.

این در حالی است که ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و ۹ اسفند ۱۴۰۴ بیش از شش دهه از یکدیگر فاصله دارند، اما هر دو در حافظه سیاسی ایران به عنوان روزهای آزمون ملی ثبت شده‌اند؛ یکی آغاز نهضتی بود که به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید و دیگری صحنه مقاومت ملتی که در برابر تهدید و تجاوز خارجی از استقلال و تمامیت ارضی کشور دفاع کرد.

مرور این دو مقطع تاریخی نشان می‌دهد که با وجود تغییر نسل‌ها و تحولات گسترده سیاسی و اجتماعی، یک مؤلفه همچنان پابرجاست؛ پیوند میان مردم و آرمانی که از ۱۵ خرداد آغاز شد و در بزنگاه‌های مختلف تاریخ معاصر ایران خود را بازآفرینی کرده است.

 

حافظه تاریخی یک ملت

ملت‌ها با حافظه تاریخی خود زندگی می‌کنند. برخی وقایع اگرچه در زمان وقوع کوتاه و محدود به نظر می‌رسند، اما آثار آنها دهه‌ها ادامه می‌یابد. ۱۵ خرداد از همین دست رخدادهاست. این قیام صرفاً یک اعتراض خیابانی نبود؛ لحظه‌ای بود که بخش مهمی از جامعه ایران احساس کرد می‌تواند در برابر وضع موجود بایستد و برای آینده‌ای متفاوت تلاش کند.

از این منظر، ۱۵ خرداد تنها متعلق به سال ۱۳۴۲ نیست. این روز بخشی از روایتی است که از نهضت اسلامی آغاز می‌شود، به انقلاب اسلامی می‌رسد و در تداوم جمهوری اسلامی ادامه پیدا می‌کند.

بیش از شصت سال از قیام ۱۵ خرداد می‌گذرد، اما این رویداد همچنان یکی از مهم‌ترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران محسوب می‌شود. قیامی که در ظاهر با سرکوب مواجه شد، اما در عمل توانست پایه‌های یک نهضت فراگیر را شکل دهد. نهضتی که پانزده سال بعد به انقلاب اسلامی انجامید و سپس در قالب جمهوری اسلامی به ساختار سیاسی کشور تبدیل شد.

به همین دلیل، ۱۵ خرداد را نمی‌توان صرفاً یک واقعه تاریخی دانست. این روز در حافظه سیاسی جمهوری اسلامی، نماد آغاز مسیری است که از اعتراض آغاز شد، به انقلاب رسید و در قالب یک نظام سیاسی تداوم یافت. مسیری که روایت ایستادگی، استقلال و مردم‌سالاری دینی است و همچنان یکی از مهم‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر ایران قلمداد می‌شود.

 

 

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.