کد خبر : 165796
تاریخ انتشار : جمعه 5 تیر 1405 - 21:18

ایرنا حذف تروئیکای اروپایی از جنگ و مذاکره تهران-واشنگتن را بررسی کرد؛

ایران و اروپا؛ از میانجی‌گری هسته‌ای تا بی‌نقشی در مذاکرات/ افول نقش تروئیکا در دیپلماسی

ایران و اروپا؛ از میانجی‌گری هسته‌ای تا بی‌نقشی در مذاکرات/ افول نقش تروئیکا در دیپلماسی
نگاه اقتصاد - تهران – روزگاری سه قدرت اروپایی پای ثابت، میانجی اصلی و طرف مشورت دائمی مذاکرات در مورد پرونده هسته‌ای ایران بودند. بین سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۳ انگلیس، فرانسه و آلمان نقش فعال و تعیین‌کننده‌ای در چارچوب مذاکرات ایران و غرب داشتند، اما در سال‌های اخیر این نقش به تدریج کمرنگ شده‌است تا جایی که امروز در گفت‌وگوهای میان ایران و آمریکا هیچ رد پایی از کشورهای اروپایی دیده‌نمی‌شود و نقش میانجی‌گری و تسهیل‌گری کاملاً به کشورهای منطقه منتقل شده‌است.

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، سه قدرت اروپایی که روزگاری با عنوان تروئیکا و پس از مدتی با اصطلاح E3 حاضران دائمی در مذاکرات پرونده هسته‌ای ایران بودند، از ابتدای تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران تا به امروز که این جنگ به پایان رسیده‌است و گفت‌وگوهای مرتبط با آغاز دور جدیدی از مذاکرات هسته‌ای در چارچوب تفاهم‌نامه اسلام‌آباد برای پایان جنگ میان ایران و آمریکا آغاز شده‌است، عملاً هیچ نقشی نه در فرآیندهای دیپلماتیک و نه در چارچوب عملیات نظامی و امنیتی ندارند.

اظهارات مارک روته، دبیر کل ناتو، در پی دیدار با ترامپ، شرایط را نسبت به قبل هم پیچیده‌تر کرد. روته گفت: «حدود ۵۰۰ هواپیمای آمریکایی از پایگاه‌های نظامی ایتالیا برای عملیات پشتیبانی استفاده کردند و رومانی نیز با محدود کردن برخی پروازهای غیرنظامی، امکانات فرودگاهی خود را در اختیار نیروهای آمریکایی قرار داد.» این اعتراف واضح به مشارکت اروپا در تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران، آن هم در شرایطی که کشورهای اروپایی تا پیش از این مشارکت خود را تکذیب می‌کردند، با واکنش‌های گسترده‌ای شد تا جایی که معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با اشاره به مسئولیت بین‌المللی ایتالیا و رومانی در قبال تجاوز نظامی به ایران نوشت: «طبق قطعنامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی، در اختیارگذاشتن سرزمین توسط یک دولت در جهت استفاده دولت ثالث برای انجام تجاوز علیه کشور دیگر، اقدام تجاوز محسوب می شود.»

کمرنگ شدن نقش اروپا از چند سال پیش به تدریج آغاز شده‌بود و زمانی که شهریور ماه سال گذشته سه کشور اروپایی تصمیم گرفتند بدون رعایت ساز و کارهای پیش‌بینی شده در برجام و به صورت یک‌جانبه تحت هدایت دولت آمریکا فرآیند اسنپ‌بک قطعنامه‌های پیشین شورای امنیت سازمان ملل متحد را علیه ایران کلید بزنند، به شکل کامل توسط تهران از فرآیندهای دیپلماتیک مرتبط با پرونده هسته‌ای کنار گذاشته‌شدند.

سه قدرت اروپایی و سرویس سیاست خارجی اتحادیه اروپا تا فوریه ۲۰۲۲ که جنگ اوکراین آغاز شد، نقش چشمگیری در رایزنی‌های مرتبط با پرونده هسته‌ای ایران و روابط تهران و واشنگتن داشتند. از زمانی که سال ۲۰۰۳ وزیران خارجه انگلیس، فرانسه و آلمان برای گفت‌وگوهای هسته‌ای به تهران سفر کردند، تا دو دهه بعد، زمانی که همچنان تلاش می‌کردند دیدگاه‌های دولت وقت ایران با دولت جو بایدن را برای بازگشت طرف‌ها به تعهدات برجام نزدیک کنند، نقش کشورهای اروپایی در چارچوب مذاکرات ایران و غرب کلیدی بود.

پس از آغاز جنگ اوکراین این نقش‌آفرینی همچنان ادامه پیدا کرد اما پس از آنکه دولت آمریکا به شکل گسترده‌ای ادعا کمک‌های تسلیحاتی ایران به روسیه را در جنگ اوکراین تبلیغ کرد، این تلاش‌ها به تدریج کاهش یافت و روابط تهران و سه پایتخت اروپایی و بروکسل، مقر اتحادیه اروپا به تدریج به سردی گرائید و عملاً مذاکرات احیای برجام با میانجی‌گری اروپا، تابستان سال ۲۰۲۳ کاملاً قطع شد. دو سال بعد با اقدام سه قدرت اروپایی به فعال کردن غیرقانونی مکانیسم اسنپ‌بک در شورای امنیت سازمان ملل متحد تهران کاملاً اروپایی‌ها را از فرآیند مذاکرات کنار گذاشت.

 

غیبت در جنگ مستقیم و صلح

به نظر می‌رسد که کمرنگ شدن نقش اروپا در مسائل ایران و منطقه، تنها بازتاب دهنده دیدگاه تهران نیست بلکه واشنگتن هم دیگر چندان روی نقش اروپا در منطقه حسابی باز نمی‌کند.

تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، شکاف گسترده‌ای را در اتحاد آمریکا و متحدان اروپایی‌اش نمایان کرد. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، بارها در اظهارنظرهای علنی و پیام‌های شبکه‌های اجتماعی از اروپایی‌ها به دلیل اجتناب از مشارکت در جنگ یا بازگشایی تنگه هرمز با استفاده از زور انتقاد کرد.

در طول جنگ دولت‌های اروپایی نه به صراحت تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران را محکوم کردند و نه حاضر به حمایت از آمریکا در جنگ شدند. حتی نزدیک‌ترین متحد آمریکا در اروپا، یعنی انگلیس هم در روزهای نخست جنگ با تردید نسبت به در اختیار قرار دادن پایگاه‌های نظامی برای حمله به ایران تصمیم گرفت. کشورهایی مانند اسپانیا به صراحت با هرگونه استفاده از سرزمین‌شان برای جنگ علیه ایران مخالفت کردند و نخست‌وزیر آلمان در روزهای پایانی جنگ به شدت از عملکرد دونالد ترامپ انتقاد کرد.

در عین حال اروپا از اقدامی موثر برای جلوگیری از استمرار جنگ نیز باز ماند. اتحادیه اروپا در این مورد موضع قاطعی نگرفت و کشورهای اروپایی در شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه نقض منشور ملل متحد با حمله به ایران سخنی نگفتند.

همین روند در دوران پس از آتش‌بس نیز ادامه پیدا کرد. نه تهران و نه واشنگتن، تمایلی به دخالت دادن اروپا در فرآیند میانجی‌گری‌ها و گفت‌وگوهای مربوط به پایان جنگ نداشتند و این مسئولیت بر عهده کشورهای منطقه قرار گرفت. ابتدا پاکستان و در مرحله بعد قطر، میانجی‌های اصلی تبادل پیام‌ها میان تهران و واشنگتن برای پایان جنگ و تنظیم و امضای تفاهم‌نامه شدند. همزمان گروه غیررسمی چهارجانبه عربستان سعودی، مصر، ترکیه و پاکستان نیز به عنوان مرجع هماهنگی برای میانجی‌گری‌ها پایان جنگ شکل گرفت.

بی‌توجهی تهران و واشنگتن به قدرت‌های اروپایی در روزهای اخیر تا جایی پیش رفت که ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه که قصد داشت خودش را به مذاکرات ایران و آمریکا در هتل بورگن‌اشتوک دریاچه لوسرن برساند، عملا جایی در مذاکرات پیدا نکرد و عاقبت مجبور شد بدون اینکه فرصتی برای مذاکره با نمایندگان ایران و آمریکا پیدا کند، در دیدار با نخست‌وزیر و وزیر خارجه قطر در سوئیس در جریان مذاکرات قرار بگیرد.

 

از اینجا مانده و از آنجا رانده

شرایط روابط تهران و اروپا وقتی پیچیده‌تر شد که دبیر کل ناتو، در اظهاراتی افشاگرانه، خبر از استفاده صدها هواپیمای نظامی آمریکایی از پایگاه‌ها و آسمان اروپا داد. دبیرکل ناتو که برای دیدار با دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به آمریکا سفر کرده‌بود در گفت‌وگو با شبکه فاکس نیوز اعلام کرد که در طول شش هفته جنگ، هزاران پرواز نظامی آمریکا از پایگاه‌های مستقر در اروپا انجام شده است. به گفته وی، حدود ۵۰۰ هواپیمای آمریکایی از پایگاه‌های نظامی ایتالیا برای عملیات پشتیبانی استفاده کردند و رومانی نیز با محدود کردن برخی پروازهای غیرنظامی، امکانات فرودگاهی خود را در اختیار نیروهای آمریکایی قرار داد.

این اظهار نظر دبیر کل ناتو بلافاصله با واکنش تهران مواجه شد که تاکید کرد مشارکت کشورهای رومانی و ایتالیا در تجاوز علیه ایران برای آنها مسئولیت بین‌المللی به همراه دارد. مقام‌های ایتالیا بلافاصله تلاش کردند تا خسارت‌های ناشی از این اعتراف بی‌موقع مارک روته را جبران کنند. نخست‌وزیر ایتالیا در سخنانی گفت: «اظهارات تصادفی روته ممکن است که تبعاتی بین‌المللی داشته باشد.» وی با اعتراف ضمنی به همکاری با آمریکا در تجاوز علیه ایران تاکید کرد: «ما پایگاه های خود را برای فعالیت‌هایی دادیم که ماهیتا فنی و لجستیکی بود. وقتی درخواست‌هایی فراتر از آن مطرح شد، مجوز استفاده از آنها را ندادیم.»

وزیر خارجه ایتالیا در تماس با سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران تاکید کرد: «هیچ‌گونه استفاده‌ای از پایگاه‌های نظامی این کشور برای حمله به ایران صورت نگرفته و چنین اقدامی نیز در آینده انجام نخواهد شد … هواپیماهای آمریکایی برای بمباران ایران از خاک ایتالیا به پرواز درنیامده‌اند و دولت ایتالیا هرگز مجوزی برای انجام چنین عملیاتی صادر نکرده است.»

تکذیب‌ها و تماس‌های برخی کشورهای اروپایی، چیزی از بدگمانی و سوءظن ایجاد شده در تهران نسبت به نقش اروپا در تسهیل عملیات تجاوزکارانه اسرائیل و آمریکا علیه ایران نمی‌کاهد. پیش از این برای جمهوری اسلامی ایران روشن شده‌بود، که بی‌میلی اروپایی‌ها به محکوم کردن مستقیم تجاوز نظامی آمریکا و نقض صریح منشور ملل متحد، اقدامی در راستای حمایت از عملیات غیرقانونی و تجاوزکارانه آمریکاست. با افشا شدن شواهد جدید از نقش مستقیم اروپایی‌ها در این تجاوز، بدگمانی ایران عمیق‌تر و تمایل تهران به بازگشت به روابط عادی با اروپا کمتر می‌شود.

اروپایی‌ها در همزمان با اینکه از جلب رضایت و اعتماد تهران بازمانده‌اند، از درگاه کاخ سفید هم رانده‌شده‌اند. روزی نمی‌گذرد که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا با طعنه و کنایه علیه عدم مشارکت اروپایی‌ها در جنگ و بازگشایی تنگه هرمز اظهارنظری نکند. او صراحتا گفته‌است که دیگر به اتحاد با اروپا اهمیتی نمی‌دهد و خواستار بازنگری در تعهدات آمریکا در پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است.

 

مواضع اروپا درباره ایران متناقض و ناپایدار است

یکی از دلایل کنار رفتن اروپا از فرآیندهای تعامل ایران و غرب، مواضع متناقض و ناتوانی اروپا در اتخاذ یک موضع مستقل و پایدار در مورد ایران است. این تناقض در دوران تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به اوج خود رسید، اروپایی‌ها از یک سو از پایان جنگ و دیپلماسی سخن می‌گفتند و از طرف دیگر نشست‌هایی برای بررسی حضور نظامی در تنگه هرمز برگزار می‌کردند.

سهراب سعدالدین، تحلیل‌گر مسائل اروپا در گفت‌وگو با ایرنا می‌گوید: «یک چالش اساسی در روابط ایران و اروپا این است که ما اساساً نمی‌دانیم با چه نوع بازیگری طرف هستیم. مواضع اروپایی‌ها آمیزه‌ای از رفتارهای متناقض است؛ یک دوره مواضع بسیار تند و سلبی علیه ایران اتخاذ می‌کنند، سپس ناگهان تغییر موضع می‌دهند. در یک بازه زمانی در مقابل ترامپ می‌ایستند و کمی بعد دوباره مواضع خود را نرم یا سخت می‌کنند. »

این کارشناس مسائل اروپا معتقد است: «مسئله اینجاست که اروپا مشخص نکرده چه نوع کنشگری است، چه هزینه‌ای مایل است پرداخت کند و اولویت اصلی‌اش چیست. اگر قرار است با ایران ارتباط داشته باشند، باید تکلیف خود را روشن کنند که آیا ما با یک موجودیت مستقل و صاحب اراده گفتگو می‌کنیم یا اینکه فردا با کوچک‌ترین تغییر در سیاست‌های آمریکا، قرار است همه چیز به نقطه صفر برگردد و مواضع اروپایی‌ها بر اساس سیاست واشنگتن تنظیم شود؟»

سعدالدین معتقد است: «اروپایی‌ها باید شفاف کنند که از رابطه با ایران چه می‌خواهند و تا کجا حاضرند پای این رابطه بایستند و هزینه بدهند. ما هم این واقعیت را درک می‌کنیم که حجم مراودات گسترده اروپا با آمریکا مانع از آن می‌شود که آن‌ها واشنگتن را رها کنند و به سمت ما بیایند؛ اما وقتی شکلی از رابطه را با ایران تعریف می‌کنند، باید نشان دهند که حداقل تا سطح مشخصی پای کار هستند، نه اینکه با کوچک‌ترین تنش در مناسبات تهران-واشنگتن، تمام اولویت‌ها و توافقات را کنار بگذارند.»

 

اروپا دیگر قدرت جهانی نیست/ امنیتی شدن خاورمیانه، ضعف اروپا را آشکار کرده است

در طول سال‌های اخیر اتحادیه اروپا به عنوان برآیند اراده جمعی اروپا، کارایی خود را در سیاست بین‌الملل از دست داده‌است و نتوانسته‌است که مجموعه اروپا را به عنوان یک قدرت مستقل جهانی نمایان کند. به همین دلیل، کارشناسان معتقدند که وقتی محیط خاورمیانه کانون رقابت قدرت‌های جهانی می‌شود، اروپا به این دلیل که یک قدرت جهانی تلقی نمی‌شود، جایگاه خود را کاملا از دست می‌دهد.

سهراب سعدالدین به ایرنا می‌گوید: «محیط خاورمیانه عملاً به میدان کنشگری و تقابل قدرت‌های بزرگ و قدرت‌های مؤثر منطقه‌ای تبدیل شده است. امروز چین در یک قالب مشخص در منطقه کنشگری می‌کند؛ آمریکایی‌ها نیز که از دیرباز حضور داشتند، به واسطه جنگ تحمیلی اخیر و تحولات جدید، حضور نظامی خود را به شکل مفصل‌تری گسترش داده‌اند. روس‌ها هم از قدیم در این منطقه فعال بوده‌اند. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای تأثیرگذار در خاورمیانه حضور دارد. در این میان، اتحادیه اروپا بر اساس تعریفی که از یک قدرت بزرگ وجود دارد، یعنی طرف دارای توانمندی‌های هم‌افزا و همگن در حوزه‌های مختلف اقتصادی و نظامی، یک قدرت بزرگ به‌شمار نمی‌رود. وقتی محیط خاورمیانه عملاً به عرصه بازیگری قدرت‌های بزرگ و قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل می‌شود، اتحادیه اروپا که نه یک قدرت بزرگِ جامع است و نه یک قدرت منطقه‌ای، جایگاه خود را از دست می‌دهد.»

این کارشناس مسائل اروپا، همچنین به تشتت آرا در میان کشورهای اروپایی در مورد مسائل غرب آسیا اشاره می‌کند و می‌گوید: «کشورهای اروپایی فاقد یک رویکرد واحد نسبت به منطقه خاورمیانه هستند. به همین دلیل، هنگامی که قرار است در سطح اتحادیه اروپا تصمیمی درباره خاورمیانه گرفته شود، هیچ‌گونه اجماع یا راهبرد ثابتی به چشم نمی‌خورد. دلیل اصلی این امر، تفاوت در میزان وابستگی این کشورها به منابع انرژی خاورمیانه است؛ برخی کشورها وابستگی شدیدی دارند و برخی دیگر کمتر. حتی در مسئله اوکراین که در ابتدا یک اجماع نسبی در اروپا وجود داشت، بحث وابستگی به انرژی در نهایت باعث بروز اختلاف‌نظر شد؛ حالا شما این مسئله را در مورد خاورمیانه در نظر بگیرید که پیچیدگی‌های آن به مراتب مضاعف است.»

سعدالدین توضیح داد: «به عنوان مثال، کشوری مانند فرانسه به دلیل ارتباطات تاریخی و سنتی خود در لبنان، تمایل بیشتری به کنشگری در منطقه دارد. آلمانی‌ها نیز در روابط خود، ملاحظاتی مثلاً در قبال کردها دارند؛ اما بسیاری از کشورهای دیگر اروپایی اساساً چنین ملاحظات یا منافع سنتی مشخصی در منطقه ندارند.»

وی ادامه داد: «نکته مهم بعدی، اختلاف‌نظر اروپایی‌ها در نوع تنظیم نسبت خود با سیاست‌های ایالات متحده است. کشورهایی مانند فرانسه و تا حدودی آلمان معتقدند اروپا باید یک راهبرد دفاعی و امنیتی مستقل داشته باشد. آن‌ها حتی طرح ایجاد یک مأموریت دریایی مستقل برای امنیت تنگه هرمز را مطرح کردند که در اجلاس اخیر گروه ۷ (G7) با استقبال و روی خوش ترامپ مواجه نشد. در مقابل، کشورهای شرق اروپا و حتی انگلیس رویکرد متفاوتی دارند. آن‌ها معتقدند کاری را که آمریکایی‌ها با قدرت نظامی نتوانستند انجام دهند، ما قطعاً نمی‌توانیم انجام دهیم و ورود به این چالش‌ها برای اروپا بسیار پرهزینه خواهد بود.»

سعدالدین در پایان گفت: «هنگامی که محیط خاورمیانه امنیتی می‌شود، بازیگران باید توان کنشگریِ امنیتی داشته باشند. اروپایی‌ها چنین توانی ندارند و در نتیجه، توانایی دفاع از منافع خود را نیز در این جغرافیا دارا نیستند. این مجموعه عوامل در گام اول باعث می‌شود که آن‌ها نتوانند نقش مؤثری در خاورمیانه ایفا کنند.»

 

 

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.