ثبات در مبانی، تحول در روشها؛ بنیان فکری رهبر شهید در سیاست خارجی

به گزارش سیاست خارجی ایرنا، رهبر فقید جمهوری اسلامی ایران در حالی نهم اسفند ماه سال گذشته و درپی حمله گسترده آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران، به شهادت رسید که شیوه سیاستورزی ایشان به عنوان عالیترین مقام ایران، در طول چهار دهه گذشته متاثر از عناصر مختلف آموزههای اسلامی، هویت ملی، اقتضائات زمانی و مکانی و ضروریات حراست از منافع ملی بود. بر مبنای همین مختصات میتوان میان آنچه ایشان به عنوان اصول راسخ و خطوط قرمز سیاست خارجی جمهوری اسلامی میدانستند و اعلام میکردند با روشهای حفظ آن اصول تفکیکی منطقی قائل شد و با مرور بیانات ایشان در دو دهه گذشته تصدیق کرد که از نگاه رهبر شهید انقلاب، سیاست خارجی جمهوری اسلامی بر اهداف و اصولی ثابت استوار است اما شیوههای تحقق این اهداف میتواند متناسب با شرایط و تحولات نظام بینالملل تغییر کند. در نتیجه چنین نگرشی به روابط با جهان، رهبر شهید ایران میان دو مفهوم انعطاف تاکتیکی و عقبنشینی راهبردی، مرزی مشخص قرار دادند که منطقی بودن آن، تضمین تداوم این سیاست در آینده ایران است.
رهبر شهید ایران بارها و در مقاطع مختلف بر این گزاره تاکید داشتند که حامی دیپلماسی و اقدامات و تصمیمات دیپلماتیک کارگزاران کشور هستند و گرچه نسبت به آمریکا بر مبنای تجربه زیسته و ماهیت این کشور همواره بدبین بودند اما بر این مهم هم تاکید داشتند که مذاکره نه مطلوب و نه مردود مطلق است. ایشان خرداد ماه سال ۱۳۹۶ در مراسم انس با قرآن تصریح کردند که «بعضیها در فکر این هستند و دغدغهی این را دارند که خب یک حکومت و یک دولت باید ارتباطات جهانی داشته باشد؛ بنده هم کاملاً معتقدم و تأیید میکنم این گرایش را؛ امّا منافاتی ندارد؛ میتوان با صراحت، مبانی خود و اصول خود را گفت و پیش هم رفت».
این دیپلماسی اما از نظرگاه رهبر شهید انقلاب ویژگیهایی داشت که در برخی از بیانات ایشان به مواردی از آن اشاره شده است. برای مثال رهبری در اردیبهشت ماه ۱۴۰۲ در با دیدار مسئولان وزارت امور خارجه و سفیران جمهوری اسلامی ایران، در پردازش معنای سه کلیدواژه «عزت، حکمت و مصلحت» در مقوله سیاست خارجی، گفتند: «عزت»، نفی «دیپلماسی التماسی چه در کلام و چه در محتوا» و پرهیز از چشم دوختن به حرف و تصمیم مقامات کشورهای دیگر است.
ایشان تکیه نکردن بر اصول در سیاست خارجی را خلاف عزت و باعث تذبذب دانستند و افزودند: در همه مسائل جهانی در «حرف و اقدام و مواجهه با اقدام دیگران»، عزتمندانه و متکی بر اصول حرکت میکنیم.
رهبر انقلاب معنای حقیقی «حکمت» را رفتار و گفتار «خردمندانه، اندیشیدهشده و محاسبهشده» برشمردند و گفتند: هر حرکتی در سیاست خارجی باید عقلانی و فکر شده باشد و تصمیمات و اقدامات دفعی و بدون حساب در مقاطعی به کشور ضربه زده است.
ایشان نداشتن اعتماد بیجا به طرفهای مقابل را روی دیگر مفهوم «حکمت» برشمردند و گفتند: البته نباید هر حرفی را در عالم سیاست دروغ دانست؛ چرا که حرفهای صادقانه و قابل قبول وجود دارد اما نباید به همه حرفها اعتماد کرد.
«مصلحت» به مفهوم انعطاف در موارد لازم برای دور زدن موانع سخت و صخرهای و ادامه دادن مسیر، کلیدواژه مهم دیگری بود که رهبری به تبیین آن پرداختند و گفتند: حفظ اصول منافاتی با مصلحت به معنای یاد شده ندارد. البته چند سال قبل که مفهوم «نرمش قهرمانانه» مطرح شد، در خارج و برخی در داخل برداشت غلط کردند؛ چرا که مصلحت یعنی یافتن راهی برای گذشتن از کنار موانع دشوار وادامه دادن راه برای رسیدن به هدف.
رهبر شهید دستگاه دیپلماسی ایران را فعال، خلاق و مبتکر میخواستند تا بر مبنای اقتضائات اصول و متناسب شرایط عمل کند؛ نوعی از پویایی که در آن عدول از سیاستهای بنیادین خط قرمز بود اما حراست از همان سیاستها و منافع کشور میتوانست با ابتکارات و ابزارهای جدیدی انجام شود. در همین چارچوب، میتوان به بررسی تاکید ایشان بر مفهوم «استقامت در اهداف و اصلاح روشها» پرداخت و دریافت که سیاست خارجی جمهوری اسلامی از منظر ایشان، سیاستی ایستا نیست؛ بلکه میتواند متناسب با شرایط منطقهای و جهانی، شیوههای جدیدی برای تامین منافع کشور انتخاب کند، بیآنکه از مبانی خود فاصله بگیرد. از این منظر، ابتکار دیپلماتیک، بهرهگیری از ظرفیت سازمانهای منطقهای، توسعه روابط با همسایگان، تقویت همکاری با قدرتهای نوظهور و استفاده از ابزارهای اقتصادی، همگی در زمره اصلاح روشها قرار میگیرند، نه تغییر در اصول.
در پرونده هستهای نیز همین منطق دنبال شد. رهبر شهید در آن مقطع ضمن حمایت از مذاکرهکنندگان ایرانی، همواره بر رعایت خطوط قرمز، حفظ صنعت هستهای، استمرار تحقیق و توسعه و صیانت از حقوق ملت ایران تاکید کردند. پس از تجربه برجام نیز ایشان در مناسبتهای مختلف اعلام کردند که تجربه مذاکرات نشان داد اعتماد به آمریکا نتیجهبخش نیست اما این تجربه به معنای نفی اصل دیپلماسی یا گفتوگو با کشورهای مختلف جهان نیست. از نگاه ایشان، آنچه مردود بود، وابسته کردن حل مسائل کشور به اراده قدرتهای خارجی یا عبور از خطوط قرمز نظام است.
این نگاه در سالهای اخیر نیز در سیاست همسایگی، عضویت فعال ایران در سازمانهای منطقهای و توسعه روابط با کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین بازتاب یافته است. رهبر شهید انقلاب بارها تاکید کردند که جمهوری اسلامی ایران باید از همه ظرفیتهای دیپلماتیک برای گسترش روابط خارجی استفاده کند اما این تعاملات باید بر پایه عزت، حکمت و مصلحت و با حفظ استقلال کشور شکل گیرد.
برآیند این مواضع نشان میدهد که در اندیشه آیتالله خامنهای، انعطاف در سیاست خارجی به معنای انفعال یا عقبنشینی نیست. انعطاف زمانی مشروع و کارآمد است که به افزایش قدرت ملی، تامین منافع کشور و تحقق اهداف راهبردی جمهوری اسلامی کمک کند. از همین رو، «انعطاف تاکتیکی» نهتنها با استقامت منافاتی ندارد بلکه از نگاه ایشان یکی از الزامات موفقیت در عرصه دیپلماسی است؛ در مقابل، هرگونه عقبنشینی از اصول، واگذاری حقوق ملت یا پذیرش فشار و تحمیل خارجی، خط قرمز سیاست خارجی جمهوری اسلامی به شمار میرود.
سه ضلع سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در نگاه رهبر شهید
اگر قرار باشد تنها یک عبارت به عنوان چارچوب نظری سیاست خارجی جمهوری اسلامی در اندیشه آیتالله سیدعلی خامنهای معرفی شود، بیتردید آن عبارت «عزت، حکمت و مصلحت» است. این سه اصل طی بیش از سه دهه گذشته به تکرار و تاکید در دیدار با مسئولان وزارت امور خارجه، سفیران جمهوری اسلامی و مسئولان نظام مورد تاکید قرار گرفته و به یکی از پایدارترین مبانی نظری، تصمیمگیری و سیاستگذاری دستگاه دیپلماسی ایران تبدیل شده است.
رهبر انقلاب، عزت را مهمترین رکن سیاست خارجی میدانستند. از نگاه ایشان، عزت به معنای حفظ کرامت ملی، استقلال سیاسی و پرهیز از هرگونه رفتار یا توافقی است که به تحقیر ملت ایران یا ایجاد رابطه سلطه و سلطهپذیری منجر شود. ایشان در برههها و مقاطع مختلف تصریح میکردند که جمهوری اسلامی ایران با همه کشورهای جهان (به استثنای رژیم صهیونیستی) آمادگی تعامل دارد، این تعامل اما باید بر پایه احترام متقابل و حفظ شان ملت ایران باشد.
از همین منظر، مخالفت با فشار، تهدید و تحمیل خارجی نه یک موضع مقطعی بلکه به بخشی از هویت سیاست خارجی جمهوری اسلامی تبدیل شده و نمونه بارز آن را میتوان در مذاکرات اسلامآباد و تفاهم شکلگرفته در ماههای اخیر میان ایران و آمریکا مشاهده کرد.
در کنار عزت، حکمت دومین پایه این پارادایم فکری است. رهبر شهید ایران، حکمت را به معنای تصمیمگیری بر اساس عقلانیت، شناخت دقیق از محیط بینالمللی، محاسبه صحیح منافع و پرهیز از اقدامات هیجانی یا احساسی تعریف کرده بود. از نگاه ایشان، سیاست خارجی عرصه شعارزدگی نیست، بلکه حوزهای است که نیازمند شناخت دقیق از موازنه قدرت، فرصتها، تهدیدها و ظرفیتهای کشور است. به همین دلیل، ایشان در دیدارهای متعدد با مسئولان وزارت امور خارجه بر ضرورت برخورداری دیپلماتها از تحلیل دقیق، اشراف اطلاعاتی و قدرت ابتکار تأکید کردهاند.
سومین ضلع این مثلث، مصلحت است؛ مفهومی که از منظر رهبر انقلاب به معنای تشخیص بهترین راه برای تامین منافع کشور در چارچوب اصول است. ایشان همواره میان مصلحتاندیشی و مصلحتگرایی منفعلانه تفاوت قائل شدهاند. در این چارچوب، مصلحت هرگز به معنای چشمپوشی از اصول یا عدول از آرمانهای انقلاب اسلامی نیست، بلکه ناظر بر انتخاب مناسبترین زمان، شیوه و ابزار برای تحقق همان اهداف است.
بررسی بیانات رهبر انقلاب نشان میدهد که این سه اصل در عمل نیز مبنای تصمیمات سیاست خارجی جمهوری اسلامی قرار گرفته است. در پرونده هستهای، توسعه روابط با همسایگان، گسترش همکاری با قدرتهای آسیایی، حضور فعال در سازمانهای منطقهای و بینالمللی و حتی در نحوه مواجهه با بحرانهای منطقهای، همواره تلاش شد، میان حفظ عزت ملی، محاسبه حکیمانه و تامین مصلحت کشور توازن برقرار شود.
این روند پس از شهادت ایشان هم ادامه یافت و مذاکرهکنندگان ایران بیش از هر زمان دیگری این اصول و پارادایم ایشان در سیاست خارجی را اولویت خود در هر گونه تصمیمگیری و اقدام قرار دادهاند.
برچسب ها :آیت الله سید علی خامنه ای ، انقلاب ، باید برخاست ، برجام ، بنیان فکری ، رژیم اسرائیل ، رژیم صهیونیستی ، رهبر شهید ، رهبرشهید ، مراسم تشییع ، مراسم وداع ، هویت ملی ، وزارت امور خارجه
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰