کد خبر : 166543
تاریخ انتشار : شنبه 13 تیر 1405 - 13:22

وداع با آقای شهید؛ جهان از بغض ایستاد، زمین از اشک لرزید *میثم ناصرنژاد

وداع با آقای شهید؛ جهان از بغض ایستاد، زمین از اشک لرزید   *میثم ناصرنژاد
نگاه اقتصاد - تهران - امروز، مصلای تهران فقط محل برگزاری یک مراسم وداع نیست؛ قلب تپنده اندوه ملتی است که برای خداحافظی با «آقای شهید» گردهم آمده‌اند.

به گزارش ایرنا؛ صدای گریه در میان زمزمه صلوات‌ها گم می‌شود و چشمان اشکبار مردمی که از ساعت‌ها قبل خود را به مصلا رسانده‌اند، روایت دلتنگی عمیق نسلی است که حالا باید با قهرمانش وداع کند.

امروز، مصلای تهران حال و هوای دیگری دارد، پرچم‌های سیاه در باد تکان می‌خورند و صدای آرام تلاوت قرآن، در فضای سنگین مصلا می‌پیچد. هر گوشه، تصویری از بغض است؛ مردمی که خیره به قاب عکس «آقای شهید» ایستاده‌اند و هنوز باورشان نمی‌شود اینجا، محل آخرین وداع با مردی است که سال‌ها نامش برایشان بوی امنیت و آرامش می‌داد.

چهره‌ها، بیشتر از هر واژه‌ای سخن می‌گویند، پیرمردی گوشه‌ای ایستاده و بی‌صدا اشک می‌ریزد، مادری دست کودک خود را گرفته و آرام برایش از «آقای شهید» می‌گوید. جوان‌ها کنار هم ایستاده‌اند؛ بعضی سر به زیر انداخته‌اند، عده‌ای زیر لب صلوات می‌فرستند و برخی فقط نگاه می‌کنند؛ نگاهی سنگین و مبهوت، شبیه کسی که هنوز با حقیقت این فقدان کنار نیامده است.

در آن سوی دیگر، پیرزنی گوشه خیابان نشسته و با دست‌های لرزانش عکس شهید را روی سینه می‌فشارد. میان گریه‌هایش فقط یک جمله تکرار می‌شود: «پسرم… بعد از تو، این شهر دیگر مثل قبل نمی‌شود…» کودکی کوچک، روی شانه پدرش، با چشمانی معصوم به پیکر آقای شهید ایران خیره شده؛ شاید هنوز نمی‌داند چرا میلیون‌ها نفر گریه می‌کنند، اما سال‌ها بعد خواهد فهمید امروز این مردم مردی را بدرقه می‌کند که برای آرام خوابیدن همان کودک، از جانش گذشت.

داخل شبستان مصلا، بغض در هوا موج می‌زند. صدای گریه، گاهی آرام و گاهی بلند، میان جمعیت می‌پیچد و نوای مداحی، دل‌ها را بیشتر می‌لرزاند. مردمی که ساعت‌ها در صف ایستاده‌اند، فقط می‌خواهند چند لحظه در کنار پیکر «آقای شهید» بمانند؛ چند لحظه برای وداع با قهرمانی که حالا نبودنش، به سنگینی تمام شهر احساس می‌شود.

امروز، مصلای تهران فقط یک مکان نیست؛ روایت زنده دلتنگی یک ملت است. در میان ازدحام جمعیت، خیلی‌ها اشک‌هایشان را پنهان نمی‌کنند. دست‌هایی که به دعا بلند شده، لب‌هایی که ذکر می‌گویند و نگاه‌هایی که از اشک پر شده، تصویری ساخته که کمتر در حافظه این شهر دیده شده و جهان، نظاره‌گر این صحنه‌هاست.

تصاویر وداع از مصلای تهران، مرزها را پشت سر گذاشته و مدام در رسانه‌های مختلف جهان منتشر می‌شوند. میلیون‌ها نفر در نقاط مختلف دنیا، مردمی را می‌بینند که در سوگ قهرمانشان ایستاده‌اند؛ مردمی که با تمام اندوه، هنوز نام او را با افتخار زمزمه می‌کنند. امروز، تهران بوی اشک گرفته است.

مصلای تهران، شبیه قلبی شده که برای «آقای شهید» می‌تپد و هر گوشه‌اش، روایتی از عشق، وفاداری و دلتنگی است و چه سخت است وداع با مردی که بودنش، آرامش یک ملت بود. با کسی که نامش، سال‌ها برای مردم، نشانه اقتدار و اطمینان بود.

در دل اندوهگین این سوگواران وفادار، چیزی فراتر از غم دیده می‌شود؛ پیوند عمیق مردمی با مردی که حالا نبودنش، بیش از همیشه حضورش را معنا می‌کند. اشک‌های مردم فقط برای یک فقدان نیست؛ برای خاطره سال‌هایی است که نام «آقای شهید»، دل‌ها را آرام می‌کرد. برای روزهایی که تصویرش، معنای ایستادگی و امنیت بود.

برای مردی که حالا جسمش در میان مردم است، اما نامش از همیشه بزرگ‌تر و ماندگارتر شده و شاید سال‌ها بعد، تاریخ از این روز به عنوان یکی از بغض‌آلودترین روزهای این سرزمین یاد کند؛ روزی که میلیون‌ها نفر، در سکوتی سنگین، برای قهرمانشان اشک ریختند. روزی که مصلای تهران، فقط یک مکان نبود؛ قلب تپنده ملتی بود که داغی مشترک را بر دوش می‌کشید. امروز، مردم نه فقط برای وداع، بلکه برای تجدید عهد آمده‌اند؛ عهد با راهی که «آقای شهید» برای آن ایستاد، جنگید و جان داد.

در میان این اشک‌ها، هنوز چیزی زنده است؛ امید، غرور و احترامی که مرگ هم توان خاموش کردنش را ندارد. «آقای شهید» امروز بدرقه می‌شود، اما نامش در حافظه این شهر باقی می‌ماند؛ در صدای بغض‌آلود مردمی که هنوز چشم از قاب عکسش برنمی‌دارند؛ در خیابان‌هایی که امروز بوی اشک گرفته‌اند و در قلب نسلی که خوب می‌داند بعضی آدم‌ها، حتی بعد از رفتن، تازه به اسطوره تبدیل می‌شوند. شاید پیکرها از میان مردم عبور کنند، اما بعضی نام‌ها هرگز از میان دل‌ها عبور نمی‌کنند و امروز، تهران خوب می‌فهمد که «آقای شهید»، دیگر فقط یک نام نیست؛ او بخشی از حافظه همیشه زنده این ملت است و جهان که در برابر شکوه این وداع ایستاده است؛ وداعی که فقط بدرقه یک پیکر نیست، بدرقه بخشی از خاطرات، امنیت و غرور یک امت است.

 

 

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.