بحران در لحظه مماس *امیررضا غلامی

این تقاطع، که میتوان آن را «لحظه مماس» نامید، اغلب در بستر بحرانهای امنیتی-اجتماعی ظهور مییابد. بحرانی که از دل تنشهای داخلی میجوشد، بلافاصله به کانون توجه و گاه مداخله بازیگران خارجی بدل میشود. در چنین شرایطی، هر کنش و واکنش داخلی، چه از سوی حکومت و چه از سوی جامعه، در میدانی دوگانه تفسیر و ارزیابی میشود: از یک سو، پاسخی به مطالبات داخلی و از سوی دیگر، سیگنالی به رقبا و دشمنان در عرصه بینالملل. اینجاست که خطر اصلی پدیدار میشود: خطر تفوق «واکنش» بر «اراده». آنچه میتواند به عنوان یک فعالیت یا انفعال ملی ظاهر شود، به سادگی ممکن است در محاسبات استراتژیک رقبا جذب شده و به ابزاری در جنگ ترکیبی آنان تبدیل گردد. بیگانه منفعتجو، نه لزوماً با لشکرکشی، که با همسو کردن ناخواسته نیروهای داخلی با اهداف خود، به دنبال تضعیف حاکمیت ملی است.
عبور موفقیتآمیز از این لحظه مماس، مستلزم چند ظرفیت بنیادین است. نخست، عمق تشخیص است؛ توانایی تفکیک دقیق نارضایتی مشروع از عملیات سازمانیافته تخریب، و تمایز قائل شدن میان معترض و آشوبگر. دوم، انعطاف تاکتیکی همراه با ثبات استراتژیک است؛ نظامی که بتواند بدون واگذاری اصول کلیدی، پاسخهایی خلاقانه و متناسب با ابعاد مختلف بحران ارائه دهد. سوم، و شاید از همه مهمتر، سرمایه اجتماعی و اعتماد ارگانیک میان ملت و دولت است. این سرمایه، تنها پوششی ایدئولوژیک نیست، بلکه شبکهای زنده از وفاداریها و درک متقابل است که در لحظه بحران، به عنوان ضربهگیری در برابر جنگ روانی دشمن عمل میکند و مانع از آن میشود که «فعالیت ملی» به «انفعال در خدمت بیگانه» بدل گردد.
تجربه نظامهای سیاسی مختلف نشان میدهد که موفقیت در این آزمون، بیش از آنکه به حجم منابع مادی وابسته باشد، به ظرفیت تولید روایت معتبر گره خورده است. روایتی که بحران را نه انکار کند و نه بزرگنمایی، بلکه آن را در چارچوبی معنا دار کند که هم واقعیت فشار خارجی را نشان دهد و هم مسئولیتپذیری داخلی را گوشزد نماید. این روایت باید بتواند رفتارهای پراکنده اجتماعی را در مسیری همسو با صیانت از کلیت حاکمیت ملی هدایت کند.
در نهایت، لحظه مماس، کارگاه واقعی سیاست است. جایی که نظریهها در بوته آزمایش آتش گرفته و پختگی یک نظام، نه در آرامش، که در طوفان سنجیده میشود. گذر از این لحظه، نیازمند تلفیقی نادر از شجاعت، خرد و ارتباط زنده با مردم است. نتیجه این عبور، یا تقویت بیسابقه حاکمیت ملی است، یا افشای شکافهای عمیقی که میتواند به بحرانی پایدار تبدیل شود. اینجاست که سیاست، از پشت پرده الفاظ پیچیده بیرون آمده و در عرصه عمل، سرنوشت خود را رقم میزند.
تجلی عینی این «لحظه مماس» را میتوان در آزمون سخت دیماه ۱۴۰۴ مشاهده کرد. در آن برهه حساس، امواج تحریکات خارجی و اقدامات سازمانیافته تروریستی، در تلاش بودند تا با ایجاد مماس میان نارساییهای داخلی و توطئههای بیگانه، «اراده ملی» را به «انفعالی هدفمند» در مسیر براندازی تبدیل کنند. اما آنچه این توطئه را به شکست کشاند، نه صرفاً عملکرد قاطع دستگاههای امنیتی، که همان «فعالیت ملی» آگاهانهای بود که از بطن انقلاب اسلامی برخاسته بود. مردم ایران، با درکی ژرف از ماهیت جنگ ترکیبی دشمن، بار دیگر نشان دادند که صفهای داخلی را از پروژههای خارجی تفکیک میکنند. این هوشیاری، که ریشه در گفتمان اصیل انقلاب اسلامی دارد، اجازه نداد لحظه مماس به فتنهای جداکننده بدل شود، بلکه در ۲۲ دیماه آن را به محکی برای انسجام بیشتر و اثبات حقانیت نظامی تبدیل کرد که استقلال و عزت خود را بر هر معادله دیگری ترجیح میدهد. عبور موفقیتآمیز از این بحران، مجدداً تأیید کرد که حکمرانی در جمهوری اسلامی ایران، حتی در سختترین مماسهای تاریخی، توانایی تبدیل تهدیدهای پیچیده به فرصتی برای بازتولید اقتدار ملی بر پایه آرمانهای انقلاب را دارا است.
*امیررضا غلامی؛ دانشآموخته حکمرانی دانشگاه عالی دفاع ملی
برچسب ها :امیررضا غلامی ، بحران ، بینالمللی ، لحظه مماس ، مقبولیت اجتماعی ، مماس ، منافع ملی ، هنر مدیریت
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰