تنگه هرمز؛ معادلات دفاعی منطقه را تغییر داد

به گزارش ایرنا تنگه هرمز، این آبراه استراتژیک که همواره به عنوان شاهرگ حیاتی انرژی جهان شناخته میشده، برای نخستین بار در تاریخ معاصر نه به عنوان یک تهدید دیپلماتیک، بلکه در عرصه میدانی نظامی به طور کامل بسته شد. ایران که تا پیش از این هرگز از این «مهره سرنوشتساز» در عملیات نظامی استفاده نکرده بود، سرانجام در نهم اسفند ماه سال گذشته دست به اقدامی زد که معادلات قدرت در خلیج فارس و فراتر از آن را برای همیشه تغییر داد.
بستن تنگه هرمز؛ تصمیمی که هیچکس باور نمیکرد عملیاتی شود
سالها بود که نام تنگه هرمز در بیانیههای راهبردی ایران به عنوان یک اهرم فشار مطرح میشد، اما هیچگاه به مرحله اجرای نظامی نرسید. حتی در جنگ اول که اسرائیل در خرداد ماه سال گذشته حمله غافلگیرانهای را با ترور چندین فرمانده ارشد نظامی آغاز کرد، زمزمههای بستن تنگه هرمز به گوش رسید، اما ایران آن را عملیاتی نکرد.
اما در نهم اسفند ماه سال گذشته و پس از شهادت فرمانده کل قوا (آیتالله سیدعلی خامنهای) در جریان جنگ دوم، ایران تصمیمی تاریخی گرفت. کنترل کامل تنگه هرمز آن هم با رویکرد نظامی. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شد که اسرائیل و آمریکا با هماهنگی کامل در جنگ نقش داشتند و تصور میکردند ایران پس از شهادت رهبری دچار سردرگمی و تزلزل خواهد شد. اما آنچه رخ داد، برعکس تمام پیشبینیها بود.
خودکفایی در سختترین شرایط
بسیاری از تحلیلگران نظامی جهان، از جمله برخی مقامات پنتاگون، به صراحت اذعان کردهاند که ایران در سالهای اخیر به سطحی از خودکفایی در عرصه دفاعی دست یافته که کمتر کشوری با چنین سابقه تحریمهای فلجکنندهای توانسته به آن برسد. اما سوال مهمی که مطرح میشود این است که چگونه این توان با این سطح رسیده است؟
ایران طی یک دهه گذشته، زنجیره کاملی از موشکهای بالستیک دوربرد و موشکهای ضدکشتی هوشمند را بومیسازی کرده است. موشکهایی که قادرند با دقت بالا و سامانههای رادارگریز، اهداف متحرک دریایی را در محدوده تنگه هرمز هدف قرار دهند. بستن تنگه هرمز بدون در اختیار داشتن انبوهی از موشکهای کوتاهبرد و برد متوسط که قابلیت شلیک از ساحل، شناورهای سطحی و زیردریاییها را داشته باشند، غیرممکن است و شاهدیم که ایران توانست چنین اقدامی را بدون اقدامات زیاد انجام بدهد.
پهپادهای جدید ایران که برخی از آنها با متدها و فناوریهای جدید ساخته شده که قابلیت گشتزنی ۲۴ ساعته بر فراز تنگه هرمز و حمله دقیق به اهداف دریایی را دارند. در عملیات بستن تنگه، صدها پهپاد انتحاری و رزمی به طور همزمان به پرواز درآمدند و هرگونه مانور نظامی آمریکا و اسرائیل را با شکست مواجه کردند.
پس از تجربه جنگ اول (۲۳ خرداد سال گذشته) که اسرائیل با ترور چندین فرمانده ارشد، زنجیره فرماندهی ایران را دچار اختلال کرد، ارتش و سپاه پاسداران اقدام به طراحی “شبکه فرماندهی غیرمتمرکز” کردند. به گونهای که حذف یک یا چند فرمانده، خللی در عملیاتهای هماهنگ ایجاد نمیکند. این تغییر ساختاری، کلید اصلی سرعت بیسابقه پاسخ ایران در جنگ دوم بود.
مقایسه دو جنگ؛ از ۱۲ ساعت تأخیر تا پاسخ کمتر از ۵ ساعت
یکی از مهمترین نکاتی که در تحلیلهای نظامی کمتر به آن پرداخته شده، تفاوت فاحش زمان واکنش ایران در دو جنگی است که اسرائیل علیه ایران آغاز کرد. جنگ اول (خرداد ماه سال گذشته)، اسرائیل با حمله هوایی گسترده و ترور چندین فرمانده مهم، جنگ را آغاز کرد. ایران برای هماهنگی و پاسخدهی به این حمله، بالای ده ساعت زمان نیاز داشت. در این فاصله، اسرائیل موفق شد چندین مرکز نظامی و زیرساخت کلیدی و همچنین مهره های اصلی را هدف قرار دهد.
جنگ دوم (نهم اسفند ماه سال گذشته)، با وجود اینکه این بار هم آمریکا و هم اسرائیل در جنگ مشارکت داشتند و سنگینترین ضربه یعنی شهادت فرمانده کل قوا (آیتالله سید علی خامنهای) نیز به ایران وارد شد، اما ایران ظرف کمتر از ۵ ساعت پاسخ کوبنده خود را آغاز کرد و در همان ساعات اولیه، تنگه هرمز بسته شد و دهها هدف نظامی اسرائیل در منطقه مورد اصابت قرار گرفت.
ریشه این تحول شگرف در چه بود؟
اول، بازطراحی ساختار فرماندهی؛ پس از جنگ اول، ایران به این نتیجه رسید که مدل متمرکز فرماندهی در برابر جنگ الکترونیک و ترور فرماندهان، آسیبپذیر است. از همین رو، «شبکه فرماندهی خوشهای» جایگزین ساختار عمودی شد. در این مدل، هر یگان عملیاتی اختیار واکنش سریع را بدون نیاز به تأیید سطح بالا پیدا کرد.
دوم، جنگ الکترونیک تهاجمی؛ ایران توانست در فاصله بین دو جنگ، سامانههای جنگ الکترونیک نسل جدیدی را عملیاتی کند که ارتباطات دشمن را مختل میکرد و همزمان، شبکه ارتباطی خود را در برابر حملات سایبری و اختلالهای الکترومغناطیسی تا حدودی مصون میساخت.
تأثیر خودکفایی دفاعی ایران بر ژئوپلیتیک منطقه
نکتهای که بسیاری از تحلیلگران سیاسی و نظامی بر آن اتفاق نظر دارند، این است که قدرت دفاعی ایران از مرز یک «تهدید فرضی» عبور کرده و به یک «واقعیت انکارناپذیر» تبدیل شده است. اما این واقعیت چه تأثیری بر جایگاه ایران در منطقه و جهان خواهد داشت؟
تغییر نگاه کشورهای عربی به ایران
کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات، بحرین و قطر که در گذشته تصور میکردند میتوانند با اتکا به قدرت نظامی آمریکا، تهدیدات ایران را خنثی کنند، پس از بستن تنگه هرمز و پاسخ کمتر از ۵ ساعته ایران به اسرائیل و امریکا، به این جمعبندی رسیدهاند که موازنه قدرت در منطقه به نفع ایران تغییر کرده است.
جایگاه ایران در معادلات انرژی جهانی
بستن تنگه هرمز نشان داد که ایران قادر است نوسانگیرترین نقطه تأمین انرژی جهان را به طور کامل مهار کند. این بدان معناست که از این پس، هیچ غول نفتی یا کشوری بدون در نظر گرفتن منافع و امنیت ایران، نمیتواند برای عبور نفتکشهای خود برنامهریزی کند. ایران به یک بازیگر محوری در امنیت انرژی جهان تبدیل شده است.
بازدارندگی فعال به جای بازدارندگی منفعل
پیش از این، راهبرد ایران «بازدارندگی منفعل» بود؛به این معنی که نشان دادن توانایی آسیب زدن به دشمن در صورت حمله، اما پس از عملیات نهم اسفند و بستن تنگه هرمز، ایران به بازدارندگی فعال دست یافته است. یعنی دشمن نه تنها از حمله منصرف میشود، بلکه میداند حتی بدون حمله، ایران میتواند معادلات را به نفع خود تغییر دهد.
تأثیر بر مذاکرات هستهای و تحریمها
قدرت دفاعی همواره پشتوانه قدرت دیپلماتیک بوده است. اکنون ایران در هر میز مذاکرهای از جایگاه بسیار بالاتری نسبت به قبل از جنگ برخوردار است. دیگر هیچ طرفی نمیتواند شعار گزینه نظامی روی میز است را تکرار کند، زیرا ایران عملاً نشان داده که گزینه نظامی برای طرف مقابل، پایانی جز شکست ندارد. این تغییر میتواند به لغو تدریجی تحریمها و احیای برجام (یا توافقی جدید) با شروط بسیار بهتر برای ایران منجر شود. با وجود این پیروزیهای بینظیر در عرصه دفاعی، دو نکته مهم نباید نادیده گرفته شود؛
اول، هزینههای اقتصادی جنگ؛ بستن تنگه هرمز و تداوم درگیریهای نظامی، هرچند از نظر نظامی موفقیتآمیز بوده، اما فشار اقتصادی غیرقابل انکاری بر منابع داخلی ایران وارد کرده است. بازسازی زیرساختهای آسیبدیده نیازمند برنامهریزی دقیق و جذب سرمایههای داخلی است.
دوم، دیپلماسی فعال پس از قدرت نظامی؛ صرف داشتن توان نظامی بالا کافی نیست؛ باید از آن برای کسب امتیازات سیاسی و اقتصادی استفاده کرد. تیم دیپلماتیک ایران باید با بهرهگیری از این برگ برنده، تحریمها را خنثی و روابط اقتصادی با همسایگان و قدرتهای شرق (چین، روسیه و هند) را گسترش دهد.
ایران در کمتر از یک سال، دو جنگ تمامعیار با اسرائیل و آمریکا را تجربه کرد؛ جنگ اول با بالای ده ساعت تأخیر در پاسخ، جنگ دوم با کمتر از ۵ ساعت. شهادت فرمانده کل قوا در اوج جنگ، نه تنها اراده ملی را سست نکرد، بلکه ثابت کرد که نظام دفاعی ایران بر پایه ساختاری غیرمتمرکز، هوشمند و خودکفا بنا شده است که با حذف یک رکن اصلی نیز از هم نمیپاشد. همچنین بستن تنگه هرمز، آن هم نه در حد تهدید، بلکه در عمل نظامی، برگ زرین دیگری در تاریخ دفاع مقدس ایران خواهد بود. این اقدام، معادلات ژئوپلیتیک خاورمیانه را برای دهههای آینده تغییر داده است. ایران از این پس نه یک بازیگر منطقهای، که به یک “قدرت جهانی” در عرصه امنیت و انرژی تبدیل شد. اکنون نوبت دیپلماسی هوشمندانه است تا این توان دفاعی را به رشد اقتصادی، رفع تحریمها و جایگاه بلندمدت ایران در نظم جدید جهانی تبدیل کند.
برچسب ها :ایالات متحده آمریکا ، ایران ، پنتاگون ، تنگه هرمز ، جنگ تحمیلی سوم ، جنگ تحمیلی12 روزه ، عربستان سعودی ، معادلات دفاعی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰