گروه بین المللی بحران تاثیر جنگ علیه ایران بر شکلگیری ائتلاف جدید در غرب آسیا را بررسی کرد
درباره گروه «چهارگانه منطقهای» چه میدانیم/ جنگ با ایران و پایان اعتماد به چتر آمریکایی

به گزارش سیاست خارجی ایرنا؛ همزمان با ازسرگیری درگیریها میان ایالات متحده و ایران در منطقه خلیج فارس، به نظر میرسد یک چارچوب جدید برای حفظ صلح و امنیت منطقهای بیش از گذشته شایسته توجه باشد. شکلگیری گروهی که عربستان سعودی، پاکستان، مصر و ترکیه آن را چهارگانه منطقهای (R4) مینامند، بازتاب درکی است که این چهار کشور پس از تجربههای دشوار به آن رسیدهاند؛ اینکه امنیت منطقه دیگر نمیتواند به رقابت میان آمریکا و اسرائیل از یک سو و ایران از سوی دیگر وابسته بماند.
بسیاری از مقامهای این کشورها حتی پیش از آغاز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در اواخر فوریه، به چنین جمعبندی رسیده بودند. اما وقوع جنگ و پاسخ متقابل ایران ــ شامل حملات موشکی و پهپادی به کشورهای عربی خلیج فارس و همچنین بستن تنگه هرمز ــ ضرورت ایجاد چنین چارچوبی را بیش از پیش آشکار کرد.
برخی از مقامهای چهار کشور، این چارچوب را هسته اولیه یک ائتلاف گستردهتر میدانند که بر پایه قواعد مشترک برای همه کشورها شکل خواهد گرفت، نه بر اساس سلطه یا هژمونی یک قدرت یا یک محور خاص.در مقابل، گروهی دیگر آن را صرفاً سازوکاری محدود برای هماهنگی موردی میان اعضا تلقی میکنند. با این حال، صرفنظر از اختلاف دیدگاهها، این چارچوب ظرفیت آن را دارد که ــ هرچند به تدریج ــ نظم منطقهای را دستخوش تغییر کند. نخستین آزمون جدی آن نیز این خواهد بود که آیا میتواند به دستیابی به نتیجهای پایدار در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران کمک کند یا خیر.
موفقیت این گروه چهارگانه در این مسیر به پاسخ چند پرسش اساسی بستگی دارد:
آیا این چهار کشور میتوانند برداشتهای متفاوت خود از تهدیدهای امنیتی را با یکدیگر هماهنگ کنند؟
آیا قادر خواهند بود روابط خود با واشنگتن را حفظ کنند، بدون آنکه تحت فشار خواستههای آمریکا قرار گیرند؟
آیا میتوانند با ایران به تفاهمی برسند که نگرانیهای کشورهای خلیج فارس ــ که بیشترین آسیب را از حملات تلافیجویانه ایران متحمل شدهاند ــ برطرف کند، حتی اگر توافق نهایی میان تهران و واشنگتن این نگرانیها را نادیده بگیرد؟
گروه «چهارگانه منطقهای» چگونه شکل گرفت؟
زمینههای شکلگیری این ائتلاف تقریباً از یک سال پیش فراهم شده بود. در فاصله میان جنگ دوازدهروزه ژوئن ۲۰۲۵ و جنگ اخیر که از ۲۸ فوریه آغاز شد، مصر، عربستان، ترکیه و پاکستان به طور مستمر درباره موضوعات مختلفی همچون بحران غزه، شاخ آفریقا و همکاریهای دفاعی با یکدیگر رایزنی میکردند. این هماهنگیها در شرایطی انجام میشد که از یک سو عملیاتهای نظامی اسرائیل در خاورمیانه ادامه داشت و از سوی دیگر شکاف میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی رو به گسترش بود. هر چهار کشور تلاش کردند تنشهای باقیمانده میان آمریکا، اسرائیل و ایران پس از جنگ دوازدهروزه را کاهش دهند.
در ۹ سپتامبر ۲۰۲۵، مصر در دستیابی به توافقی میان ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای ازسرگیری سازوکارهای بازرسی هستهای نقش میانجی را ایفا کرد.
ترکیه نیز پیشنهاد داد گفتوگوی تلفنی میان رؤسای جمهور آمریکا و ایران را ترتیب دهد و همچنین میزبان مذاکراتی درباره مسائل منطقهای باشد که به موازات مذاکرات هستهای ــ که از اوایل فوریه سال بعد آغاز شد ــ برگزار شود.
پاکستان که در سپتامبر ۲۰۲۵ با عربستان پیمان جدید دفاع متقابل امضا کرده بود، برای حضور در نشست پیشنهادی استانبول دعوت شد.
عربستان نیز اعلام کرد آماده بررسی پیشنهادهایی درباره همکاری هستهای منطقهای است؛ همکاری که بر اساس آن، تهران و ریاض از حقوق برابر برای غنیسازی اورانیوم با اهداف صلحآمیز برخوردار باشند.
درباره گروه «چهارگانه منطقهای» چه میدانیم/ پایان اعتماد به چتر آمریکایی
حمله اسرائیل به قطر؛ نقطه عطف در همگرایی چهار کشور
حمله اسرائیل به قطر در ۹ سپتامبر ۲۰۲۵ که اعضای رهبری حماس را هدف قرار داد، روند نزدیک شدن این چهار کشور را سرعت بخشید. یک هفته بعد، ریاض از توافق دفاعی با پاکستان رونمایی کرد و همزمان تأکید کرد که این توافق تنها ناشی از نگرانی نسبت به اقدامات اسرائیل نیست، بلکه بیم از واکنش احتمالی ایران در صورت شکست دیپلماسی و آغاز دوباره حملات آمریکا و اسرائیل نیز در شکلگیری آن نقش داشته است.
یک ماه بعد، وزیر دفاع پاکستان و وزیر خارجه ترکیه تأیید کردند که گفتوگوهایی درباره توافقی میان عربستان، ترکیه و پاکستان انجام شده است. در فوریه نیز ترکیه با مصر «توافقنامه چارچوب همکاری نظامی» امضا کرد و همزمان همکاریهای مشترک خود با عربستان در حوزه صنایع هوافضا را گسترش داد.
چهار کشور همچنین در تلاش برای پایان دادن به جنگ غزه موضع مشترکی اتخاذ کردند. آنها در کنار اندونزی، امارات، قطر، اردن و چند کشور دیگر، به ائتلافی موسوم به «گروه هشت» پیوستند؛ گروهی که در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۵ با دونالد ترامپ دیدار کرد تا او را برای برقراری آتشبس در غزه تحت فشار قرار دهد.
پس از آن، این چهار کشور به عضویت نهادی موسوم به «هیئت صلح ترامپ» درآمدند. اهداف اصلی این چارچوب سه مورد بود:
حفظ نقش فعال دولت آمریکا در تلاش برای پایان دادن به جنگ غزه، زیرا اعضا معتقد بودند تنها واشنگتن میتواند فشار لازم را بر اسرائیل وارد کند.
حفظ روابط نزدیک و اعتماد رئیسجمهور آمریکا.
مقابله با تهدیدهایی که از سوی اسرائیل متوجه امنیت ملی این کشورها میشد.
آغاز جنگ با ایران؛ شکلگیری رسمی گروه و تدوین مأموریت آن
جنگ، نگاه پایتختهای عضو گروه چهارگانه منطقهای را تغییر داد. حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران و حملات گسترده موشکی و پهپادی تهران در پاسخ، نگاه رهبران چهار کشور عضو این گروه را بهطور اساسی تغییر داد. به ادعای نویسنده؛ دامنه حملات ایران، اعتماد محدودی را که طی دو سال تنشزدایی در خلیج فارس میان تهران و کشورهای عربی شکل گرفته بود، از میان برد. این جنگ همچنین نشان داد که دیپلماسی صرف میان کشورهای حوزه خلیج فارس و ایران کافی نیست، زیرا بازیگران اصلی بحران بهویژه آمریکا و تا حدی چین و اسرائیل ــ خارج از چارچوب نفوذ کشورهای عربی عمل میکنند.
از آنجا که کشورهای عربی خلیج فارس درباره نحوه واکنش به اقدامات ایران دیدگاههای متفاوتی داشتند، ایده تشکیل یک چارچوب غیررسمی با حضور کشورهایی خارج از شورای همکاری خلیج فارس، بهتدریج در برخی پایتختهای منطقه که از آتشبس حمایت میکردند، مورد استقبال قرار گرفت.
این روند سرانجام در ۱۸ مارس به نقطه عطف رسید؛ زمانی که عربستان سعودی نشست چهارجانبه وزیران خارجه چهار کشور را در ریاض برگزار کرد. این نشست همزمان با اجلاس دوازده کشور منطقه برگزار شد؛ هشت کشوری که در آن مقطع هدف حملات موشکی ایران قرار گرفته بودند و صدای انفجار موشکها در اطراف ریاض همچنان شنیده میشد.
به نوشته نویسنده، هدف عربستان از برگزاری این نشست، ایجاد اجماع منطقهای در شرایطی بود که نه قادر به متوقف کردن جنگ بود و نه میتوانست از پیامدهای آن در امان بماند؛ آن هم در حالی که هم روابط نزدیکی با آمریکا داشت و هم طی سالهای اخیر روابط خود با ایران را بهبود بخشیده بود.
در مقابل، سه عضو دیگر این گروه نیز انگیزههای خاص خود را داشتند. آنها علاوه بر نگرانی از گسترش جنگ در منطقه، نگران بودند که خود نیز بهطور مستقیم وارد این درگیری شوند.
پس از نشست ریاض، جلسات دیگری نیز برگزار شد؛ از جمله نشست اسلامآباد در ۲۶ مارس، نشست آنتالیا در ۱۸ آوریل و همچنین نشست مقامهای ارشد در ۱۴ آوریل. این سلسله دیدارها باعث شد قالب همکاری چهار کشور تثبیت شود، هرچند اعضا همچنان در صورت لزوم در قالب ائتلافهای گستردهتر نیز همکاری میکردند.
چهار کشور عضو چهارگانه منطقهای به همراه قطر و چین، نقش مهمی در دستیابی به آتشبس ۸ آوریل میان آمریکا و ایران ایفا کردند. این آتشبس در شرایطی برقرار شد که تنها یک روز پیش از آن، دونالد ترامپ هشدار داده بود: ممکن است امشب یک تمدن کامل نابود شود.
تولد رسمی گروه در قاهره
چهارمین نشست این کشورها در ۲۱ ژوئن در قاهره برگزار شد؛ هفت روز پس از آنکه آمریکا و ایران آتشبسی شکننده را در قالب یک یادداشت تفاهم تثبیت کرده بودند و همزمان با مذاکرات دو کشور در شهر لوسرن سوئیس. در این نشست، چهار کشور برای نخستین بار بهطور رسمی عنوان «چهارگانه منطقهای» را برای این چارچوب برگزیدند.
در نخستین بیانیه مشترک خود نیز:
از یادداشت تفاهم آمریکا و ایران استقبال کردند.
از تلاشهای میانجیگرانه پاکستان و قطر قدردانی کردند.
تأکید کردند هرگونه ترتیبات امنیتی آینده باید نگرانیهای کشورهای خلیج فارس و همچنین منطقه شام (Levant) را نیز در نظر بگیرد.
بار دیگر بر این موضوع تأکید کردند که مسئله فلسطین همچنان محور اصلی صلح و ثبات خاورمیانه است.
در آستانه همین نشست، مصر، ترکیه و عربستان با مسعد بولس، مشاور ارشد آمریکا در امور عربی و آفریقا، درباره تحولات لیبی گفتوگو کردند؛ در حالی که گزارشها حاکی از آن بود که پاکستان نیز در تلاشهای میانجیگرانه درباره بحران لیبی نقش دارد. همزمان، مصر، عربستان و ترکیه هماهنگیهای خود را درباره بحرانهای شاخ آفریقا نیز افزایش دادند.
درباره گروه «چهارگانه منطقهای» چه میدانیم/ پایان اعتماد به چتر آمریکایی
نه یک بلوک نظامی که یک چارچوب همکاری
مقامهای چهار کشور تأکید میکنند که این گروه نه یک ائتلاف نظامی و نه یک محور سیاسی جدید بلکه یک مجمع غیررسمی برای مشورت و هماهنگی میان کشورهایی است که از گسترش جنگها در خاورمیانه نگران هستند. از نگاه آنان، اگرچه آمریکا همچنان بازیگری مهم در منطقه است، اما دیگر نمیتوان مسئولیت برقراری صلح را صرفاً بر عهده واشنگتن گذاشت و کشورهای منطقه باید خود نقش فعالتری در تأمین امنیت ایفا کنند.
به ادعای نویسنده این گزارش اعضای این گروه هم اقدامات ایران و هم اقدامات اسرائیل را تهدیدآمیز میدانند، هرچند میزان تهدید هر یک از این دو برای اعضای مختلف متفاوت است. با این حال، مقامهای این گروه در گفتوگو با گروه بینالمللی بحران (International Crisis Group) تصریح کردهاند که قصد ندارند هیچ کشوری را دشمن معرفی کنند.
هدف آنها ایجاد مجموعهای از قواعد مشترک برای همه بازیگران منطقه است؛ قواعدی که بتواند پایههای یک نظم امنیتی باثباتتر را شکل دهد. این اصول عبارتاند از: تحقق راهحل دوکشوری برای فلسطین و اسرائیل؛ احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها؛ پایان دادن به حمایت دولتها از گروههای مسلح غیردولتی؛ خودداری از توسل به زور برای توسعه نفوذ یا اجرای سیاستهای توسعهطلبانه.
چهارگانه منطقهای چگونه خود را تعریف میکند؟
به گفته مقامهای چهار کشور، شکلگیری R4 نتیجه طبیعی بهبود روابط میان مصر، عربستان، ترکیه و پاکستان طی پنج سال گذشته بوده است. در این مدت، هر چهار کشور تلاش کردند اختلافات گذشته را کنار بگذارند؛ زیرا احساس میکردند نظم سنتی منطقه در حال فروپاشی است و ادامه این وضعیت، امنیت همه آنها را تهدید میکند.
نویسنده همچنین تأکید میکند که از نگاه اعضای این گروه، جنگ گسترده اسرائیل در غزه که آن را همسنگ نسلکشی میدانند، یکی از عوامل مهم نزدیک شدن این چهار کشور به یکدیگر بوده است. چرا چهارگانه منطقهای از ایران آغاز میکند؟؛ نگاه چهار کشور به امنیت خلیج فارس و مذاکرات تهران–واشنگتن
به گفته مقامهای چهار کشور، شکلگیری R4 نتیجه طبیعی بهبود روابط میان مصر، عربستان، ترکیه و پاکستان طی پنج سال گذشته بوده است. در این مدت، هر چهار کشور تلاش کردند اختلافات گذشته را کنار بگذارند؛ زیرا احساس میکردند نظم سنتی منطقه در حال فروپاشی است و ادامه این وضعیت، امنیت همه آنها را تهدید میکند.نویسنده میگوید همه تحلیلگران، چهارگانه منطقهای را صرفاً محصول شرایط جدید منطقه نمیدانند. برخی مقامها و تحلیلگران آمریکایی و اسرائیلی این چارچوب را ائتلافی ضداسرائیلی یا حتی بلوک سنی علیه اسرائیل و امارات توصیف کردهاند. در سوی دیگر، شماری از تحلیلگران ایرانی نیز آن را پروژهای سنی دانستهاند، هرچند تاکنون ادعا نکردهاند که این گروه مستقیماً علیه ایران شکل گرفته است.
اما اعضای این گروه این برداشتها را رد میکنند و تأکید دارند که هدف آنها تشکیل یک محور جدید یا دشمنتراشی نیست، بلکه ایجاد بستری برای هماهنگی و گفتوگو درباره امنیت منطقه است.
نویسنده تأکید میکند که هماهنگی میان چهار کشور به معنای همسویی کامل منافع آنها نیست. در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، مصر، پاکستان و ترکیه تلاش کردند از ورود مستقیم به درگیری اجتناب کنند.
در عین حال، مصر و پاکستان از عربستان در برابر حملات ایران حمایت کردند. عربستان نیز با وجود تمایل اولیه به ادامه فشار بر ایران، سرانجام با اکراه به مسیر دیپلماسی تن داد. اختلافات دیگری نیز میان اعضا وجود دارد. برای نمونه، مصر و ترکیه در اختلاف میان عربستان و امارات جانب هیچیک را نگرفتند. درباره سوریه، عربستان و ترکیه از دولت جدید حمایت میکنند، اما مصر همچنان نسبت به پیشینه اسلامگرایانه این دولت تردید دارد.
در دریای سرخ نیز مصر و عربستان هر دو معتقدند امنیت باید به دست کشورهای ساحلی تأمین شود، اما همزمان برای رهبری شورای دریای سرخ با یکدیگر رقابت میکنند. به نوشته نویسنده، هر چهار کشور خود را شایسته رهبری این چارچوب میدانند اما تاکنون توانستهاند رقابتهای خود را در قالب همکاری و مشورت مدیریت کنند.
چرا گروه کار خود را با ایران آغاز کرده است؟
نویسنده معتقد است نخستین آزمون واقعی این گروه ، تأثیرگذاری بر نتیجه جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران است. از نگاه اعضای این گروه، دو خلأ مهم وجود دارد:
نخست؛ خلأ در مذاکرات آمریکا و ایران: با وجود نقش میانجیگرانه قطر و عمان و اطلاعرسانی مستمر به کشورهای عربی درباره روند مذاکرات، دولتهای خلیج فارس نگراناند که تهران و واشنگتن نتوانند به «توافقی جامع» دست پیدا کنند.
به ادعای آنها، چنین توافقی باید همه نگرانیهای امنیتی کشورهای عربی را در بر گیرد؛ از جمله: بازگشایی کامل و بدون محدودیت تنگه هرمز؛ محدود شدن برنامه موشکی و پهپادی ایران؛ پایان حمایت تهران از بازیگران مسلح غیردولتی؛ توقف آنچه کشورهای عربی «دخالت ایران در امور داخلی همسایگان» میخوانند.
نگرانی از تشدید دوباره جنگ/ جنگ چه درسی برای کشورهای عربی داشت؟
کشورهای خلیج فارس همچنین بیم دارند که درگیریها دوباره تشدید شود؛ چه در قالب رویارویی مستقیم آمریکا و ایران و چه در نتیجه اقداماتی از سوی اسرائیل که واشنگتن قادر یا مایل به مهار آن نباشد. از نگاه آنها، چنین وضعیتی میتواند دور تازهای از حملات تلافیجویانه ایران علیه کشورهای عربی را به دنبال داشته باشد.
تحولات اخیر این نگرانی را تأیید کرده است. پس از تضعیف یادداشت تفاهم میان تهران و واشنگتن، درگیریها از سر گرفته شد و حملات ایران به کشتیهای عبوری از تنگه هرمز و نیز به خاک برخی کشورهای عربی دوباره آغاز شد.
درباره گروه «چهارگانه منطقهای» چه میدانیم/ پایان اعتماد به چتر آمریکایی
به اعتقاد نویسنده، جنگ اخیر یک واقعیت قدیمی را بار دیگر برای کشورهای عربی آشکار کرد:
آنها نمیتوانند امنیت خود را تنها به قدرتهای خارجی بسپارند؛ قدرتهایی که اولویتهای امنیتیشان الزاماً با منافع کشورهای عربی یکسان نیست. البته مقامهای عربی همچنان آمریکا را شریک امنیتی مهمی میدانند. واشنگتن همچنان دارای توان نظامی برتر؛ ظرفیت اطلاعاتی گسترده؛ و ابزارهای اقتصادی مانند تحریمهاست. با این حال، از نگاه کشورهای عربی، آمریکا همچنان آنها را صرفاً بهعنوان کشورهایی نیازمند حمایت امنیتی، میزبان پایگاههای نظامی یا واسطه گفتوگو با ایران میبیند.
در مقابل، ایران نیز این کشورها را هم هدفی آسیبپذیر و هم کانالی برای انتقال پیام به واشنگتن تلقی میکند. از سوی دیگر، اسرائیل نیز در محاسبات نظامی خود، توجه چندانی به نگرانیهای امنیتی دولتهای عربی نشان نمیدهد.
انتقاد از سیاستهای آمریکا
نویسنده میگوید کشورهای عربی معتقدند منافع امنیتی خودشان در تصمیمهای آمریکا نادیده گرفته شده است. او برای این ادعا چند نمونه ذکر میکند:
۲۰۰۳: حمله آمریکا به عراق که از نگاه عربستان، زمینه افزایش نفوذ ایران را فراهم کرد.
۲۰۱۵: توافق هستهای دولت باراک اوباما با ایران که بدون مشارکت کشورهای عربی حاصل شد.
۲۰۱۹: واکنش نشان ندادن دولت نخست ترامپ به حملات منتسب به ایران علیه تأسیسات نفتی عربستان.
جنگ غزه (۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵): بیتوجهی آمریکا به درخواست کشورهای عربی برای مهار عملیات نظامی اسرائیل.
جنگ اخیر با ایران: تمرکز سامانههای دفاعی آمریکا بر حفاظت از نیروها و منافع خود و اسرائیل، در حالی که کشورهای عربی بیشترین خسارت را از حملات ایران متحمل شدند.
نویسنده همچنین مدعی است که آمریکا و اسرائیل، برخلاف خواست کشورهای عربی، به زیرساختهای حیاتی ایران حمله کردند؛ اقدامی که زمینه حملات تلافیجویانه تهران علیه کشورهای خلیج فارس را فراهم ساخت. او حتی به بندی از یادداشت تفاهم ایران و آمریکا اشاره میکند که ایجاد صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران را پیشبینی کرده و میگوید کشورهای عربی معتقدند تعهدات مالی بزرگی به نام آنها مطرح شده، بدون آنکه در تصمیمگیری درباره آن نقشی داشته باشند.
پایان خوشبینی به تنشزدایی؟
نویسنده این گزارش در این بخش ادعاهایی را مطرح کرده و می نویسد که جنگ اخیر باعث شد کشورهای عربی به این نتیجه برسند که سیاست تنشزدایی با ایران، به سقف ظرفیت خود رسیده است. هرچند آنها انتظار داشتند ایران در صورت جنگ، پایگاههای آمریکا در خاکشان را هدف قرار دهد اما از وسعت حملات موشکی و پهپادی ایران و همچنین هدف قرار گرفتن: فرودگاهها؛ تأسیسات انرژی و مناطق مسکونی غافلگیر شدند.
نویسنده در ادامه مدعی می شود که ارزش دیپلماسی با ایران در نگاه برخی دولتهای عربی کاهش یافته و در مقابل، دیدگاههایی که خواهان سیاست سختگیرانهتر در برابر تهران بودند، تقویت شده است.
آیا چهار بازیگر منطقهای میتوانند نظم امنیتی جدیدی در خاورمیانه ایجاد کنند؟
نویسنده معتقد است که اگر این گروه بتواند به یک چارچوب منسجم تبدیل شود، قادر خواهد بود بخشی از معادلات امنیتی منطقه را تغییر دهد؛ هرچند این گروه نه جایگزین روابط دوجانبه کشورهای عربی با ایران خواهد شد، نه وابستگی امنیتی آنها به آمریکا را از میان خواهد برد و نه میتواند نقش تحریمهای آمریکا علیه ایران را ایفا کند.
مقامهای کشورهای عربی نیز میدانند که در صورت وقوع هر درگیری جدید، همچنان احتمال دارد ایران بار دیگر آنها را هدف قرار دهد. با این حال، نویسنده بر این باور است که چهار کشور عضو این گروه در کنار یکدیگر از ظرفیت سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی برخوردارند که هیچیک از آنها یا حتی هیچیک از اعضای شورای همکاری خلیج فارس بهتنهایی در اختیار ندارند.
او برای اثبات این ادعا به چند نمونه اشاره میکند. از جمله اینکه پاکستان و مصر نیروهای نظامی خود را در برخی کشورهای خلیج فارس مستقر کردهاند.
به اعتقاد نویسنده، این اقدام پیامی دوگانه داشت: به کشورهای عربی نشان داد که امنیت منطقه میتواند بیش از گذشته بر همکاریهای درونمنطقهای استوار شود. به ایران این پیام را منتقل کرد که کشورهای منطقه آماده سرمایهگذاری بر یک معماری امنیتی بومیتر و بازدارندهتر هستند.
مشوقهایی که این گروه میتواند به ایران پیشنهاد کند
نویسنده سپس به مذاکرات ایران و آمریکا میپردازد. او میگوید اگر روند گفتوگوهای تهران و واشنگتن ادامه یابد، چهار کشور عضو این گروه میتوانند مشوقهایی اقتصادی و دیپلماتیک به ایران پیشنهاد کنند؛ مشوقهایی که از دید تهران احتمالاً از پیشنهادهای جداگانه کشورهای عربی ارزشمندتر خواهد بود. البته تحقق چنین سناریویی مستلزم کاهش یا لغو تحریمهای آمریکا علیه ایران است. در این صورت، اعضای گروه میتوانند ریسکهای سیاسی و اقتصادی همکاری با ایران را میان خود تقسیم کنند؛ الگویی که نویسنده آن را مشابه مدل سرمایهگذاری مشترک کشورهای منطقه در بازسازی سوریه توصیف میکند.
درباره گروه «چهارگانه منطقهای» چه میدانیم/ پایان اعتماد به چتر آمریکایی
ایفای نقش در گفتوگوهای احتمالی منطقهای با ایران، نخستین آزمون واقعی گروه چهارگانه منطقهای
به باور نویسنده، وزن سیاسی و اقتصادی چهار کشور عضو این گروه و تأکید مشترک آنها بر گفتوگو با ایران، میتواند صدای جریانهای تندرو را در دو سوی خلیج فارس و حتی در واشنگتن و برخی پایتختهای اروپایی تعدیل کند. اگر این چارچوب در آینده اعضای بیشتری جذب کند، قادر خواهد بود هنگام گفتوگو با آمریکا، ایران، چین، روسیه و کشورهای اروپایی، نمایندگی مؤثرتری از منافع کشورهای خلیج فارس ارائه دهد. نویسنده یادآور میشود که اعضای R4 در نخستین بیانیه مشترک خود در قاهره نیز بر همین موضوع تأکید کردند. آنها ضمن استقبال از یادداشت تفاهم ایران و آمریکا، اعلام کردند: هرگونه تلاش دیپلماتیک باید نگرانیهای امنیتی کشورهای منطقه، بهویژه کشورهای حوزه خلیج فارس و منطقه شام را نیز در نظر بگیرد.
با این حال، نویسنده تأکید میکند که هیچیک از اهداف این گروه بهآسانی محقق نخواهد شد. تبدیل این چارچوب به یک سازوکار دائمی منطقهای، زمانبر خواهد بود و اعضا باید اختلافات داخلی خود را بهطور مستمر مدیریت کنند. از سوی دیگر، موفقیت این ابتکار به پذیرش آن از سوی بازیگران مهمی همچون ایران، آمریکا و سایر کشورهای منطقه نیز بستگی دارد؛ یا دستکم این کشورها نباید در مسیر آن مانعتراشی کنند. به اعتقاد نویسنده، نخستین آزمون واقعی گروه چهارگانه منطقهای ، ایفای نقش در مذاکرات احتمالی منطقهای با ایران خواهد بود.
نویسنده معتقد است اگر گروه چهارگانه منطقهای بتواند حمایت سایر اعضای شورای همکاری خلیج فارس را نیز جلب کند، در گفتوگو با ایران اعتبار بیشتری خواهد داشت. هرچند عربستان مهمترین قدرت عربی خلیج فارس است، اما اگر هماهنگی نزدیکی با سایر اعضای شورای همکاری نداشته باشد، نقش رهبری آن با چالش مواجه خواهد شد. در صورتی که دیگر کشورهای عربی ترجیح دهند همچنان بهصورت جداگانه با ایران مذاکره کنند، احتمال تشدید شکافهای داخلی شورای همکاری و تضعیف دیپلماسی منطقهای وجود خواهد داشت. از این منظر، نویسنده معتقد است عربستان میتواند از روابط مصر و بهویژه قطر با سایر کشورهای عربی برای ایجاد اجماع منطقهای بهره بگیرد.
اختلاف بر سر رابطه با آمریکا
یکی از مهمترین چالشهای گروه چهارگانه منطقهای ، تفاوت نگاه اعضا به آمریکا است. هر چهار کشور با واشنگتن همکاری نظامی دارند، اما نوع این همکاری یکسان نیست. ترکیه، مصر و پاکستان بیش از هر چیز بر توان نظامی خود تکیه میکنند و معتقدند امنیت منطقه باید بر ظرفیتهای بومی استوار باشد، نه تصمیمهای آمریکا.
ترکیه حتی با وجود عضویت در ناتو، آشکارا از ایجاد یک ساختار امنیتی مستقل منطقهای حمایت میکند. در مقابل، عربستان و بسیاری از کشورهای خلیج فارس همچنان امنیت خود را تا حد زیادی به آمریکا و سایر قدرتهای خارجی گره زدهاند.
درباره گروه «چهارگانه منطقهای» چه میدانیم/ پایان اعتماد به چتر آمریکایی
نویسنده تأکید میکند که حضور گسترده پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای عربی به این معناست که در هرگونه جنگ میان آمریکا و ایران، این کشورها ناگزیر درگیر خواهند شد. این موضوع در جنگ اخیر نیز آشکار شد. هرچند مصر و پاکستان حملات ایران به کشورهای عربی را محکوم و نیروهای خود را برای تقویت دفاع از کشورهای خلیج فارس اعزام کردند اما برخی دولتهای عربی انتظار حمایت سیاسی و نظامی گستردهتری از سوی آنها داشتند. به باور نویسنده، اگر این گروه بخواهد در آینده گسترش یابد و کشورهایی مانند امارات و بحرین را نیز در برگیرد، باید این اختلافات را مدیریت کند.
چالشهای پیش روی این گروه بسیار جدی است اما جنگ اخیر اعتماد کشورهای عربی به کارآمدی بازدارندگی آمریکا را تا حد زیادی تضعیف کرده است. نشانههای شکلگیری یک نظم امنیتی جدید منطقهای از هماکنون قابل مشاهده است؛ از جمله:
ایجاد پایگاه نظامی جدید ترکیه در قطر؛
استقرار نیروهای دفاعی مصر و پاکستان در عربستان، امارات، قطر و کویت؛
گزارشهایی درباره همکاریهای نظامی عربستان و امارات در عراق و ایران؛
مخالفت عربستان و کویت با درخواست آمریکا برای استفاده از خاک و حریم هوایی آنها در عملیات بازگشایی نظامی تنگه هرمز.
نویسنده مقاله را با این جمعبندی به پایان میرساند که هنوز مشخص نیست این گروه بتواند به هسته اصلی یک نظم امنیتی پایدار و منطقهمحور در خاورمیانه تبدیل شود یا خیر اما نحوه نقشآفرینی آن در کاهش تنش میان ایران، آمریکا و اسرائیل و مدیریت پیامدهای جنگ اخیر، نخستین آزمون واقعی این ابتکار خواهد بود.
برچسب ها :آفریقا ، باراک اوباما ، پاکستان ، جنگ غزه ، چین ، حماس ، خلیج فارس ، روسیه ، عراق ، عربستان سعودی ، عمان ، مذاكرات هسته ای
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰