کد خبر : 164155
تاریخ انتشار : یکشنبه 17 خرداد 1405 - 23:19

شرف؛ میراثِ ایستادگی ✍فرشته قاسمیان

شرف؛ میراثِ ایستادگی  ✍فرشته قاسمیان
نگاه اقتصاد - بیش از سه ماه است که خیابان‌ها، سنگرِ استقامتِ مردمی شده که در تلاطمِ طوفان‌ها، خم به ابرو نیاورده‌اند، در این شب‌های بلند، میان سوز سرما و گرمای هوا ، زیر رگبارِ سنگینِ بمباران‌های خبریِ دشمنانی که چشم دیدنِ اقتدارِ این خاک را ندارند، مردمِ اصیل و ریشه‌دارِ ایران همچون کوه ایستاده‌اند.

آن‌ها که در طوفانِ تردیدها، لحظه‌ای تزلزل در قلبشان راه ندادند و بر عهدِ خود با نظام و آرمان‌شان وفادار ماندند، بگذارید آن‌ها که چشم دیدنِ این غیرت را ندارند، همچنان در لجن‌زارِ دروغ‌پراکنی‌های خود غرق شوند؛ همان وطن‌فروشانی که مدعی بودند این حضورها خریده شده است! دریغ که نمی‌دانند حضورِ ما، نه به دعوتِ هیچ‌کس بود و نه وام‌دارِ هیچ جریانی؛ این حضور، جوششِ خودجوشِ خونِ غیرت بود.

ما از همان ساعاتِ نخست، خیابان‌ها را نه با هراس از مرگ، که با بیمِ «بی‌وطن شدن» پر کردیم، ترسِ ما، نه از رفتنِ جان، که از خزانِ ایران بود؛ بیمِ آن‌که باشیم، اما ایران نباشد!

ما از دیدنِ جولانِ بیگانگان در کوچه‌پس‌کوچه‌های وطنی که به گفته رهبر شهیدمان با خونِ شریف ترین انسانها حفظ شده، لرزیدیم؛ از اندیشه‌یِ آن‌که گیسوانِ دخترانِ سرزمینمان در پنجه‌های آلوده‌ی متجاوزانِ وطن‌فروش اسیر شود، خون در رگ‌هایمان جوشید.

درست است؛ ما شاید به برخی چیزها اعتراض داشتیم، اما وقتی کیانِ این خانه به خطر افتاد، تمامِ گله‌ها را به کنار نهادیم و در یک جبهه، دوشادوش هم قد علم کردیم.

ما به چیزی چنگ زدیم که آن بیگانگانِ رقصان بر خونِ شهدایمان، کوچک‌ترین بویی از آن نبرده‌اند. برای آن‌ها، وطن کالایی در چمدان‌های مهاجرت بود؛ اما برای ما، وطن رگ‌ و پیِ وجودمان است، آن‌ها تماشاگرِ سوختنِ خانه بودند و ما کسانی بودیم که با ایمان به پروردگار متعال و تاسی به قائد شهید، آتشی را که افروخته بودند، خاموش کردیم.

بگذار تاریخ بنویسد که در آن شب‌هایِ ایستادگی ، وقتی همه خواب بودند و دشمنان از دور برای ویرانی‌مان نقشه می‌کشیدند، مردمی با دستانِ خالی و ایمانی قلبی، نه تنها خیابان‌ها را، که سدِ نفوذِ بیگانگان را شکستند، ما ثابت کردیم که این ملت، فرزندِ همان حماسه‌سازانی است که در تاریخ همواره سربلند بوده‌اند.

ما به چیزی چنگ زدیم که آن دشمنان هرگز نخواهند فهمید؛ چیزی که با هیچ دلار و هیچ رسانه‌ای قابل خرید نیست؛ چیزی که حتی در سخت‌ترین لحظاتِ تاریخ هم، چراغِ راهِ ما بوده است: چیزی به نام شرف؛ و شرف، نه معامله می‌شود و نه فروشی است، تا ما هستیم، این پرچم بر بامِ این خانه برافراشته خواهد ماند.

 

 

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.