تنش های منطقهای در هرمز و باب المندب چه بر سر اقتصاد جهان میآورد؟

گروه اقتصادی – جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به امنیت آبراهههای بینالمللی وابسته است؛ آبراهههایی که بخش قابل توجهی از انرژی، کالا و زنجیره تامین جهانی از آنها عبور میکند. در میان این مسیرها، تنگه هرمز و بابالمندب جایگاهی بیبدیل دارند؛ دو گلوگاه راهبردی که هرگونه اختلال در آنها میتواند بازارهای جهانی انرژی را دچار شوک، هزینه حملونقل را چند برابر و اقتصادهای بزرگ جهان را با موج تازهای از تورم و رکود مواجه کند.
اگرچه ایران نیز از هرگونه تنش و اختلال در این مسیرها متأثر خواهد شد، اما وابستگی شدید اقتصادهای صنعتی و مصرفکنندگان بزرگ انرژی به این آبراههها سبب شده است بسیاری از کارشناسان معتقد باشند بازندگان اصلی هرگونه بحران در هرمز و بابالمندب، آمریکا و اقتصادهای بزرگ آسیایی و اروپایی خواهند بود.
در شرایطی که تنشهای ژئوپلیتیکی در غرب آسیا همچنان ادامه دارد، بار دیگر نام دو آبراهه راهبردی جهان یعنی تنگه هرمز و بابالمندب در کانون توجه بازارهای جهانی قرار گرفته است؛ دو گلوگاهی که امنیت آنها نه تنها برای کشورهای منطقه، بلکه برای اقتصاد جهانی اهمیتی حیاتی دارد.
تنگه هرمز به تنهایی مسیر انتقال حدود یکپنجم نفت مصرفی جهان محسوب میشود و روزانه میلیونها بشکه نفت و بخش قابل توجهی از تجارت گاز طبیعی مایع (LNG) از این مسیر عبور میکند. در سوی دیگر، تنگه بابالمندب حلقه اتصال دریای سرخ به اقیانوس هند و کانال سوئز است و بخش مهمی از تجارت میان آسیا و اروپا از این مسیر انجام میشود.
کارشناسان معتقدند هرگونه اختلال همزمان در این دو آبراهه میتواند به بزرگترین شوک انرژی جهان از زمان بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ تبدیل شود؛ شوکی که آثار آن تنها به بازار نفت محدود نخواهد بود و تمامی زنجیرههای تامین، حملونقل دریایی، تجارت جهانی و حتی امنیت غذایی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
هرمز؛ قلب انرژی جهان
تنگه هرمز همچنان مهمترین شاهراه انرژی جهان محسوب میشود. کشورهای عربستان سعودی، امارات، کویت، عراق و قطر بخش عمده صادرات نفت و گاز خود را از این مسیر انجام میدهند و اقتصادهای بزرگ آسیایی همچون چین، هند، ژاپن و کره جنوبی وابستگی بالایی به انرژی عبوری از این آبراهه دارند. در صورت ایجاد اختلال در این مسیر، نخستین واکنش بازار، جهش قیمت نفت خواهد بود. بسیاری از برآوردها نشان میدهد حتی تهدید به بسته شدن هرمز نیز میتواند قیمت انرژی را به شکل قابل توجهی افزایش دهد و موج جدیدی از تورم را به اقتصاد جهانی تحمیل کند.
بابالمندب؛ شریان تجارت میان آسیا و اروپا
اهمیت بابالمندب کمتر از هرمز نیست. این تنگه مسیر اصلی انتقال کالا از آسیا به اروپا و یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی به بازارهای غربی است.تجربه سالهای اخیر نشان داد که حتی ناامن شدن این آبراهه نیز میتواند شرکتهای کشتیرانی را مجبور به تغییر مسیر کند؛ اقدامی که زمان حمل کالا را تا چند هفته افزایش داده و هزینههای حملونقل و بیمه را به شدت بالا برده است.
افزایش زمان سفر کشتیها به معنای افزایش قیمت تمامشده کالاها، تشدید فشار تورمی و اختلال در زنجیره تامین جهانی است؛ مسئلهای که اقتصادهای وابسته به تجارت خارجی را بیش از دیگران تحت فشار قرار میدهد.
سناریوی خطرناک؛ محاصره گازانبری انرژی جهان
این روزها نام این دو تنگه راهبردی بسیار در رسانه ها تکرار می شود؛ بزرگترین نگرانی زمانی شکل میگیرد که اختلال در تنگه هرمز و بابالمندب به طور همزمان رخ دهد. در چنین شرایطی، بخش قابل توجهی از صادرات انرژی خلیج فارس و همچنین مسیر جایگزین انتقال نفت کشورهای عربی نیز با محدودیت مواجه خواهد شد.
این وضعیت نه تنها بازار نفت، بلکه تجارت جهانی را نیز وارد مرحلهای بیسابقه از بیثباتی میکند. بسته شدن همزمان این دو آبراهه میتواند زمان حمل کالا میان آسیا و اروپا را به طور قابل توجهی افزایش داده و هزینههای حملونقل را چند برابر کند؛ مسئلهای که در نهایت به افزایش قیمت کالاها در سراسر جهان منجر خواهد شد.
اگرچه ایران نیز از بروز چنین شرایطی متأثر خواهد شد و افزایش هزینه تجارت، حملونقل و بیمه میتواند بر اقتصاد کشور اثر بگذارد، اما بررسی ساختار تجارت جهانی نشان میدهد بازندگان اصلی این سناریو، کشورهای دیگر خواهند بود. چین به عنوان بزرگترین واردکننده انرژی جهان، وابستگی بالایی به نفت و گاز عبوری از خلیج فارس دارد. هند، ژاپن و کره جنوبی نیز بخش مهمی از نیاز انرژی خود را از این منطقه تأمین میکنند. اروپا نیز پس از جنگ اوکراین وابستگی بیشتری به واردات LNG و انرژی از مسیرهای دریایی پیدا کرده و هرگونه اختلال در بابالمندب میتواند امنیت انرژی این قاره را با چالش جدی مواجه کند. در این میان مصر نیز به دلیل وابستگی درآمدی به کانال سوئز، از جمله مهمترین بازندگان خواهد بود؛ زیرا کاهش عبور کشتیها به معنای کاهش درآمدهای ارزی و افزایش فشار بر اقتصاد این کشور است.
چرا آمریکا نگران است؟
اگرچه ایالات متحده در مقایسه با گذشته وابستگی کمتری به نفت خلیج فارس دارد، اما همچنان یکی از اصلیترین بازیگران در تأمین امنیت این آبراههها محسوب میشود. دلیل این مسئله صرفاً نیاز انرژی آمریکا نیست، بلکه جایگاه این کشور در اقتصاد جهانی و نقش دلار در تجارت بینالمللی است. افزایش شدید قیمت نفت و اختلال در زنجیره تامین جهانی میتواند اقتصاد آمریکا را نیز با موج تازهای از تورم، افزایش نرخ بهره و کندی رشد اقتصادی مواجه کند.
از سوی دیگر، متحدان اصلی واشنگتن در اروپا و آسیا وابستگی شدیدی به این مسیرها دارند و هرگونه بحران در هرمز و بابالمندب، فشارهای اقتصادی و سیاسی گستردهای بر آمریکا برای مدیریت بحران وارد خواهد کرد. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند در صورت بروز چنین سناریویی، ایالات متحده در کنار اقتصادهای بزرگ آسیایی و اروپایی، یکی از بازندگان اصلی خواهد بود.
آسیب ایران در این میان چقدر است؟
بدون تردید ایران نیز از هرگونه تنش گسترده در آبراهههای منطقه متأثر خواهد شد. افزایش هزینههای بیمه، محدودیتهای تجاری و اختلال در حملونقل میتواند بر تجارت خارجی کشور اثر منفی بگذارد. با این حال، میزان وابستگی بسیاری از اقتصادهای جهان به انرژی و تجارت عبوری از این مسیرها به مراتب بیشتر از ایران است.
در واقع، در حالی که اقتصادهای صنعتی و مصرفکنندگان بزرگ انرژی با بحران تأمین انرژی، جهش قیمتها و افزایش هزینههای تولید روبهرو میشوند، ایران از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی و موقعیت راهبردی برخوردار است که میتواند بخشی از آثار این فشارها را مدیریت کند. به بیان دیگر، هرگونه بحران در هرمز و بابالمندب اگرچه برای ایران نیز بدون هزینه نخواهد بود، اما میزان خسارت وارده به اقتصادهای بزرگ جهان و متحدان آمریکا به مراتب گستردهتر خواهد بود.
جهان در برابر یک واقعیت ژئوپلیتیکی
تحولات سالهای اخیر بار دیگر نشان داده است که امنیت انرژی جهان همچنان به غرب آسیا وابسته است و هیچ مسیر جایگزینی تاکنون نتوانسته نقش تنگه هرمز و بابالمندب را به طور کامل ایفا کند. از این رو، هرگونه تشدید تنش در این دو آبراهه میتواند اقتصاد جهانی را با شوکهای عمیق مواجه کرده و بار دیگر اهمیت ژئوپلیتیکی منطقه را در معادلات بینالمللی برجسته سازد. در چنین شرایطی، آنچه بیش از گذشته آشکار میشود این است که ثبات اقتصاد جهانی، امنیت انرژی و پایداری زنجیرههای تامین، بیش از هر زمان دیگری به امنیت این دو شریان حیاتی گره خورده است؛ شریانهایی که اختلال در آنها نه تنها کشورهای منطقه، بلکه کل اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
برچسب ها :LNG ، اقتصاد ، اقتصاد جهان ، اقیانوس هند ، باب المندب ، تنش های منطقهای ، تنگه هرمز ، کانال سوئز ، هرمز
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰