تەیرە وە ئنساف ✍ عبدالصاحب ناصری

بازار، ” تُبلَی السّرائر ” است، کُنه آدمها را بر پرده میکند! چه اینجا میل سرکشِ فزونخواه، تمایل به تکاثر دارد، وسوسهٔ سود چشم انصاف را کور میکند!
مرکب و میدان، مهیای تاختن و غبار بر چهرهٔ آسمان پاشیدن است!
بازار، در پردهٔ دیگرش کارآمدی متولیان را نیز به نمایش میگذارد!
بازار، عرصهٔ عُرضهٔ تصمیمگیران نیز هست.
دوستان خدا، در بازارند، مگر نه
” اَلکاسبُ حبیبُ اللهِ “. از این منظر رایحهٔ خوش دوستی خدا، باید از جانب بازار بوزد!
کاسبی که با نام خدا، کلید در قفل مغازهاش میچرخاند، روزی هر روزش را به خدا احاله میکند، مشتری را رسول روزیرسان خدا میبیند، میزان و مکیال را مراقبت میکند، در طلب معاش، معاد را میپاید، لقمه را در شبهه نمیزند و اهل عدل و انصاف و حساب است، حقّاً او باید ” دوستِ خدا ” باشد و از دکان او نور و عطر حضور او متجلی و منتشر گردد!
در درازنای تاریخ این وطن و در کهنهدفتر بازارهای آن و در اعماق حجرههای بزازی و خیاطی و کفاشی و قصابی و سایر صنوفش، آفتاب اولیاء و احباءالله طلوع پرفروغ داشتهاند که در وصفشان محفلها برپا گشته و قصهها پرداخته شده است.
اما این روزها که طوفان خشم و خصومت دشمنان بر این خاکِ پاک بیرحمانه میتازد و نائرهٔ نیرنگها بر آسمان است، بازار نیز بیقرار و در التهاب است و قیمت کالاها به سقف آسمان چسبیدهاند و دستان نیازمندی خانوادهها از رسیدن به آنها کوتاه!
یوسفِ زیبارویِ انصاف در بازار بردهفروشان به حراج گذاشته شده و خریداران، بیمیل و زاهدانه به او نظر میافکنند و نرخش را اندک گذاشتهاند. رشتههای تدبیر معیشت عزتمندانهٔ مردم از هم گسسته ، مرکب گرانی لگام گسیخته، آفتاب انصاف و اعتدالِ متاجر و مکاسب رو به سوی افول نهاده، هر کس در ساز خودساختهٔ خویش میدمد و هر روز، ضرورتی از سفرهٔ مردم کم و گُم میگردد!
ناقوس خطر هجوم گرسنگان به صدا درآمده، تابآوریها از کف رفته و در تقلای لقمهای نان و تهیهٔ چند قلم دارو نفسها در تنگهٔ زندگی به شمارش افتادهاند!
جنگ در میدان معیشت، خساراتش بسیار گزافتر و تأثیرگذارتر از عرصههای دیگری است و این امر بر هیچ عاقلی در پرده و پنهان نیست.
ما فرزندان این وطن، در هر کسوتی باید چارهای بیندیشیم و براین طوفان غارت و سیل بنیانافکن سدی بنیان نهیم.
قوای قضایی، تقنینی و اجرایی، دست در دست مردم و با همراهی اهالی بازار و فعالان عرصهٔ اقتصاد، در دفع این تهدید ایرانسوز تمامی توش و توان خود را بکار گیرند. ما کاروانیان یک سفر در معرض تطاولیم و
” تهیره ” را در این غارت، هیچ “ئنساف” نیست!
برای آسیب کمتر، باید دلها را بههم گره زد، خانه امنیت و معیشتِ توأمان میخواهد.
ـــــــــــــــــ
* ” تهیره وه ئنساف”:
ضربالمثلی است که در فرهنگ و زبان کُردی اشاره به اتتظار انصافورزی از راهزنانی دارد که از طریق گردنهگیری و راهزنی و غارت کاروانها به امرار معاش میپرداختهاند. در چنین حالتی حتی از دزد سر گردنه نیز توقع انصاف میرفته است!
برچسب ها :ئنساف ، اَلکاسبُ حبیبُ اللهِ ، ایلام ، بازار ، تُبلَی السّرائر ، تەیرە ، جامعه ، ضربالمثل ، عبدالصاحب ناصری ، مدرسه ، نمایشگاه
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰