کد خبر : 153059
تاریخ انتشار : پنجشنبه 6 آذر 1404 - 18:49

*گفتگوی صمیمی با سوسن شجاعی؛بانوی نمونه ی قرآن و عترت

ما به زندگی اجازه ندادیم متوقف مان کند *زینب خیرالهی

ما به زندگی اجازه ندادیم متوقف مان کند *زینب خیرالهی
نگاه اقتصاد - دیدار با سوسن شجاعی؛ بانوی نمونه قرآن و عترت، برای من تنها یک جلسه معمولی نبود، بلکه مواجهه‌ای با روحی بزرگ، زنی برخاسته از عمق ایمان، و انسانی بود که هر قدمش بر مدار اخلاص و تلاش شکل گرفته است.

گاهی در میان ازدحام روزمرگی‌ها، انسان نیاز دارد کسی را ببیند که زیستن را به او یادآور کند که می‌تواند چه اندازه عمیق، پرشکوه و اثرگذار باشد و خانم شجاعی در وجودش چنین شخصیتی را پرورش داده بود.

او که حافظ کل قرآن، نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه است، در طول سال‌ها مدیریت دارالقرآن آموزش‌وپرورش و بسیج، راهبری وزارتی حفظ قرآن، عضویت در شورای توسعه فرهنگی استان و داوری مسابقات قرآن در نهادهای مختلف، چهره‌ای شناخته شده و الهام‌بخش برای بسیاری از دوستداران قرآن و عترت است.

عناوین بین‌المللی و ملی او، از بانوی فعال قرآنی جهان اسلام گرفته تا بانوی تأثیرگذار کشوری و معلم نمونه ، نشان می‌دهد که زحماتش تنها در یک حوزه خلاصه نشده، بلکه گستره‌ای وسیع از فرهنگ، آموزش، پژوهش و فعالیت جهادی را دربرمی‌گیرد.

با او که به گفتگو نشستم، ریشه این موفقیت‌ها را از دل زندگی واقعی‌اش روایت کرد، از دل زندگی‌ای که سرشار از ایثار، درد، محبت و تلاش بوده است.

سوسن از کودکی‌اش گفت و از پدری که جانبازی‌اش بر تنش نشسته و سال‌هاست توان راه رفتن را از دست داده، و مادری که بخش عمده‌ای از جانش در حادثه‌ای جدا شده؛ اما با همان جسمِ رنجور، حافظ جزء قرآن و نخستین معلم معنویت در خانه بوده است.
او با افتخار و بغض، خود را فرزند سه‌جانباز معرفی کرد؛ تعبیری که تنها یک عنوان نیست، بلکه نشان‌دهنده زیستنی در سایه صبر، ایمان و تحمل دشواری‌هایی است که کودکانه درک کرده اما مردانه تاب آورده‌ است.

شجاعی از روزی تعریف کرد که در کلاس سوم ابتدایی، از خواندن قرآن برای معلمش خجالت کشید‌ و قرار شد مادرش همراهش به مدرسه بیاید؛ اما وقتی مادر ناراحتی‌اش را دید، به او گفت:«بیا دخترم، یک‌بار من می‌خوانم، بار دوم با هم می‌خوانیم و بار سوم تو بخوان، من نشانت می‌دهم که می‌توانی.»
همین جمله‌ی ساده، همین مهربانی مادرانه، نخستین جرقه اعتمادبه‌نفس در وجودش شد. روز بعد معلمش تشویقش کرد و از همان لحظه، راهی آغاز شد که امروز به تربیت بیش از پانصد حافظ قرآن انجامیده است.

بانوی قصه ما، همزمان با استعداد قرآنی، در هنر نقاشی و طراحی نیز توانمند بوده و رتبه‌های کشوری و منطقه‌ای کسب کرده است.

عشقش به الهیات او را به انتخاب این رشته در کنکور رساند و دوران دانشجویی، نقطه اوج فعالیت‌های داوری، پژوهشی و قرآنی او شد.
در سن ۲۳ سالگی با یک پاسدار ازدواج کرد که به گفته خودش مشوق همیشگی و بازوی پشتیبانش بوده و هست.

با وجود پذیرش به‌عنوان هیئت علمی دانشگاه کردستان، عشق به آموزش قرآن و نزدیکی به خانواده باعث شد مسیر آموزگاری را انتخاب کند؛ مسیری که به گفته خودش تصمیم قلبی بوده و هیچ‌گاه از آن پشیمان نشده است.

سال‌ها فعالیت داوری در نهادهای مختلف، حضور در شوراها و کمیته‌های فرهنگی، پژوهشگری، فعالیت جهادی، تربیت حافظان قرآن و کسب عناوین متعدد کشوری، تصویری از او ساخته که تنها یک فعال قرآنی نیست، بلکه یک جریان فرهنگی زنده است، یعنی زنی که توانسته میان خانواده، کار، فعالیت اجتماعی و ایمان، تعادلی تحسین‌برانگیز بسازد.

وقتی سخنانش به پایان رسید، جمله‌ای گفت که برای من خلاصه تمام مسیر زندگی او بود: «ما سختی‌ها را دیدیم، دردها را لمس کردیم، اما اجازه ندادیم زندگی ما را متوقف کند. ایمان‌مان را محکم‌تر کردیم و ادامه دادیم.»

دیدار با سوسن شجاعی، برای من یک درس بزرگ داشت؛ گاهی آدم‌هایی را می‌بینیم که نه با شعار، بلکه با عمل به ما یاد می‌دهند که امکان‌ها همیشه بیشتر از محدودیت‌هاست، اگر باور داشته باشیم.

 

#حریم_رسالت
#طنین_ایلام
#بسیج_مردم_اقتدارملی
#نگاه_اقتصاد

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.